boxed in

پیشنهاد کاربران

اجازه جنب نخوردن, خفت شدن
گیرکرده در فضای بسته
محاصره شدن، قیچی شدن
محدود و گیرافتاده
یخ زدن ( از تعجب و شوکه )
He felt boxed in

بپرس