bouts

پیشنهاد کاربران

کالوکیشن های bouts :
bouts of laughter
او به دفعات می خندید
bouts of illness
او دوره های مکرر بیماری را تجربه کرد
bouts of depression
حمله های افسردگی شایع است
bouts of rain
...
[مشاهده متن کامل]

باران به صورت متناوب می بارید
bouts of insomnia
دوره های بی خوابی او را آزار می داد
bouts of violence
موج های خشونت در شهر گزارش شد
bouts of fever
تب او به صورت دوره ای برمی گشت
bouts of exercise
او ورزش را در دوره های کوتاه انجام می داد

به یک دوره کوتاه فعالیت شدید اشاره دارد، مانند یک مبارزه، مسابقه، بیماری، یا تجربه احساسی. همچنین می تواند به یک رقابت، به ویژه در ورزش هایی مانند بوکس یا کشتی، اشاره کند.
نماد تلاشی متمرکز، مبارزه یا رویدادی خاص است که می تواند جسمی، احساسی یا موقعیتی باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

این اصطلاح هم در زمینه های واقعی و هم استعاری به طور گسترده استفاده می شود. برای مثال، در ورزش اغلب به مسابقات اشاره دارد ( مثل مسابقه کشتی ) . در مسائل سلامت یا احساسات می تواند دوره هایی از بیماری یا احساسات شدید را توصیف کند ( مثل دوره ای از اندوه ) .
مترادف: Episode, spell, session, struggle, contest.
مثال؛
After a bout of flu, she slowly regained her strength.
The boxing bout lasted only three rounds before a knockout.

مبارزات
bouts of something like feelings, illness
گاه و بیگاه
bouts of crying
حملات
تناوب ها