تا قرون آخر ( پول )
تا آخرین دلار ( پول )
I bet you my bottom dollar that they'll manage to get here anyway
تا آخرین دلار پولم باهات شرط می بندم که آنها موفق خواهند شد به اینجا برسن
... [مشاهده متن کامل]
He spent his bottom dollar on some new clothes to wear for his job interview.
او تا قرون آخر پولش را خرج خریدن لباس جدیدی کرد تا در مصاحبه اش بپوشد.
تا آخرین دلار ( پول )
تا آخرین دلار پولم باهات شرط می بندم که آنها موفق خواهند شد به اینجا برسن
... [مشاهده متن کامل]
او تا قرون آخر پولش را خرج خریدن لباس جدیدی کرد تا در مصاحبه اش بپوشد.