🔸 معادل فارسی:
• اکسیژن فشرده در کپسول، اکسیژن کپسولی
• اکسیژن طبی ( در سیلندرهای قابل حمل )
• هوای فشرده طبی
🔸 مثال ها :
"The climber carried bottled oxygen above 8, 000 meters to avoid altitude sickness. "
... [مشاهده متن کامل]
کوهنورد در ارتفاع بالای ۸۰۰۰ متر کپسول اکسیژن حمل می کرد تا دچار بیماری ارتفاع نشود.
"Paramedics administered bottled oxygen to the patient who was having trouble breathing. "
پیراپزشکان به بیمار که در تنفس مشکل داشت، اکسیژن کپسولی دادند.
"The hospital's bottled oxygen supply was running low during the COVID surge. "
در موج کرونا، ذخیره اکسیژن کپسولی بیمارستان رو به اتمام بود.
• اکسیژن فشرده در کپسول، اکسیژن کپسولی
• اکسیژن طبی ( در سیلندرهای قابل حمل )
• هوای فشرده طبی
🔸 مثال ها :
... [مشاهده متن کامل]
کوهنورد در ارتفاع بالای ۸۰۰۰ متر کپسول اکسیژن حمل می کرد تا دچار بیماری ارتفاع نشود.
پیراپزشکان به بیمار که در تنفس مشکل داشت، اکسیژن کپسولی دادند.
در موج کرونا، ذخیره اکسیژن کپسولی بیمارستان رو به اتمام بود.