bother to consult

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به خود زحمت مشورت دادن / خود را به مشورت رساندن
• وقت گذاشتن برای مشورت کردن با کسی
• ( در جملات منفی ) برای مشورت اهمیتی قائل نبودن / مشورت را لازم ندانستن
🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The U. S. president did not bother to consult his European allies before making the decision, which caused a major rift in the transatlantic alliance. "
...
[مشاهده متن کامل]

( رئیس جمهور آمریکا پیش از گرفتنِ این تصمیم، زحمتِ مشورت با متحدانِ اروپایی اش را به خود نداد، که این امر باعثِ ایجادِ شکافِ بزرگی در اتحادِ فرااآتلانتیکی شد. )
• ( اقتصاد ) "Iran's new economic team failed to bother to consult with private sector experts, resulting in a policy that many considered outdated. "
( تیمِ اقتصادیِ جدیدِ ایران زحمتِ مشورت با کارشناسانِ بخشِ خصوصی را به خود نداد که این موضوع منجر به سیاستی شد که بسیاری آن را منسوخ می دانستند. )
• ( بین الملل ) "The IAEA criticized Iran for not bothering to consult with the agency before halting inspections, calling it a violation of the agreement. "
( آژانسِ بین المللیِ انرژیِ اتمی از ایران به خاطر اینکه زحمتِ مشورت با این آژانس را پیش از توقفِ بازرسی ها به خود نداده بود، انتقاد کرد و آن را نقضِ توافق خواند. )