انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
بوربورینگموس
🔸 مثال ها:
• ( پزشکی ) Borborygmus is usually nothing to worry about.
قار و قور شکم معمولاً جای نگرانی ندارد.
• ( طنز ) My borborygmus embarrassed me during the job interview.
... [مشاهده متن کامل]
قار و قور شکمم در مصاحبه شغلی خجالت زده ام کرد.
• ( روزمره ) I hadn’t eaten all day, so my borborygmus was constant.
تمام روز چیزی نخورده بودم، برای همین شکمم مدام قار و قور می کرد.
• ( ادبی ) The only sound in the library was his persistent borborygmus.
تنها صدای کتابخانه، قار و قور مداوم شکم او بود.
🔸 مثال ها:
• ( پزشکی ) Borborygmus is usually nothing to worry about.
قار و قور شکم معمولاً جای نگرانی ندارد.
• ( طنز ) My borborygmus embarrassed me during the job interview.
... [مشاهده متن کامل]
قار و قور شکمم در مصاحبه شغلی خجالت زده ام کرد.
• ( روزمره ) I hadn’t eaten all day, so my borborygmus was constant.
تمام روز چیزی نخورده بودم، برای همین شکمم مدام قار و قور می کرد.
• ( ادبی ) The only sound in the library was his persistent borborygmus.
تنها صدای کتابخانه، قار و قور مداوم شکم او بود.
borborygmus ( تغذیه )
واژه مصوب: شکم غُره
تعریف: صدای ناشی از حرکت گاز در روده
واژه مصوب: شکم غُره
تعریف: صدای ناشی از حرکت گاز در روده