bootlicker


معنی: خوشامد گو، سبزی پاک کن، چاخان

جمله های نمونه

1. That guy is a real bootlicker.
[ترجمه گوگل]آن پسر یک بوت لیکر واقعی است
[ترجمه ترگمان] اون یارو واقعا \"bootlicker\" - ه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. That guy is a ture bootlicker.
[ترجمه گوگل]آن مرد یک چرمه خوار است
[ترجمه ترگمان]اون یارو \"a bootlicker\" - ه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This bootlicker is really despicable as he is always stabbing others in the back.
[ترجمه گوگل]این قلاب‌زن واقعاً نفرت‌انگیز است زیرا همیشه از پشت به دیگران خنجر می‌زند
[ترجمه ترگمان]این bootlicker واقعا نفرت انگیز است که همیشه در پشت خنجر زدن دیگران را سوراخ می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I disgust to be a bootlicker. And it almost becomes a fatal defect for improvement and promotion in this kind of society.
[ترجمه گوگل]من از اینکه چکمه‌زن باشم بیزارم و تقریباً به یک نقص مهلک برای بهبود و ارتقاء در این نوع جامعه تبدیل می شود
[ترجمه ترگمان] حالم داره بهم میخوره و در این نوع جامعه موجب پیشرفت و ارتقا او می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She is a bootlicker.
[ترجمه گوگل]او یک چکمه فروش است
[ترجمه ترگمان] اون یه \"bootlicker\" - ه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He got the promotion just because he was a bootlicker to the higher-ups.
[ترجمه گوگل]او این ترفیع را دریافت کرد، فقط به این دلیل که در رده های بالا دست و پا می زد
[ترجمه ترگمان]او ترفیع گرفته بود، فقط به این دلیل که او یک bootlicker برای بزرگ ترها بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خوشامد گو (اسم)
adulator, bootlicker, fawner, flatterer

سبزی پاک کن (اسم)
bootlicker, apple polisher

چاخان (اسم)
bootlicker, bluff, buncombe, bunkum, gasconade, quack, whiffler, sycophant, toadeater, whifflet

انگلیسی به انگلیسی

• flatterer, one who curries favor

پیشنهاد کاربران

چاپلوس، پاچه خوار
چاپلوس، متملق، پاچه خوار - Noun
He is known as the office bootlicker
کاسه لیس - Noun
That bootlicker will do anything the manager asks
خایه مال، گه خور - Noun
Nobody respects a bootlicker who agrees with everything
اصطلاح بسیار رک، عامیانه، و توهین آمیز
🔸 معادل فارسی:
• چاپلوس / تملق گویِ افراطی
• کسی که برایِ جلبِ رضایتِ مافوق، خود را به شدت به او می چسباند
• بله قربان گو / خودفروش
🔸 مثال ها:
• ( محیط کار ) "He got the promotion, but everyone knows he's just a bootlicker who agrees with everything the boss says. "
...
[مشاهده متن کامل]

( او ترفیع گرفت، اما همه می دانند که او فقط یک چاپلوسِ افراطی است که با هر حرفِ رئیس موافقت می کند. )
• ( سیاست ) "The senator surrounded himself with bootlickers who never challenged his decisions. "
( سناتور خود را با بله قربان گوهایی احاطه کرده بود که هرگز تصمیماتِ او را به چالش نمی کشیدند. )
• ( مکالمه یِ روزمره ) "I can't stand working with him—he's such a bootlicker to the manager. "
( نمی توانم با او کار کنم—او آنقدر تملق گویِ افراطی است که مدیر را تحویل می گیرد. )

چاپلوس
خایه مال
تملق گو
پاچه خوار یا پاچه لیس
Appelpolisher
چاپلوس
زیر آب زن
متملق