bootlick


معنی: چاپلوس، چکمه کسی را لیسیدن، تملق گفتن از
معانی دیگر: (امریکا - عامیانه) چاپلوسی کردن، چکمه لیسی کردن، پابوسی کردن، مداهنه گری کردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: bootlicks, bootlicking, bootlicked
مشتقات: bootlicker (n.)
• : تعریف: to seek favor by abasing oneself to (someone); toady.
مشابه: grovel

مترادف ها

چاپلوس (اسم)
blandishment, toady, bootlick, truckler

چکمه کسی را لیسیدن (فعل)
bootlick

تملق گفتن از (فعل)
flatter, bootlick

به انگلیسی

• flatter; grovel, be servile; kiss up to (slang)

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما