booted car

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ماشین توقیفی با بوت ( چرخ قفل ) ، ماشین قفل چرخ شده
• ماشینی که به خاطر جریمه پارکینگ پرداخت نشده، چرخش قفل شده
• ماشین با بوت ( دستگاه قفل چرخ )
🔸 مثال ها:
� "I came back to my car and found out it was booted for unpaid tickets. "
...
[مشاهده متن کامل]

برگشتم پیش ماشینم دیدم به خاطر جریمه های پرداخت نشده، چرخش قفل شده ( booted ) .
� "You can't drive a booted car until you pay all the fines. "
تا وقتی همه جریمه ها رو پرداخت نکنی، نمی تونی ماشین قفل چرخ شده رو حرکت بدی.
� "The city booted over 500 cars last month for parking violations. "
شهرداری ماه گذشته بیش از ۵۰۰ ماشین رو به خاطر تخلف پارکینگ بوت کرد.
� "If you ignore the parking tickets long enough, your car will eventually get booted. "
اگر جریمه های پارکینگ رو طولانی مدت نادیده بگیری، بالاخره ماشینت بوت می شه.