boot up

شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: in computing, to start up (a computer or a program) by loading the operating system or installing the initial instructions.

- The error caused me to have to shut down my computer and boot up again.
[ترجمه ترگمان] اشتباه باعث شد که دوباره کامپیوترم را خاموش کنم و آن را باز کنم
[ترجمه گوگل] خطا باعث شد که من کامپیوترم را خاموش کرده و دوباره بوت کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[زمین شناسی] شروع سازی یک سیستم رایانهای boot-up سرد (شروع سرد) حاکی از فقدان هرگونه دادهای در سیستم است boot-up گرم (شروع گرم)

ارتباط محتوایی

بررسی کلمهعبارت ( phrase ) • : تعریف: in computing, to start up ( a computer or a program ) by loading th ...بررسی تخصصی[زمین شناسی] شروع سازی یک سیستم رایانهای boot - up سرد ( شروع سرد ) حاکی از فقدان هرگونه دادهای در سیستم ...
معنی boot up، مفهوم boot up، تعریف boot up، معرفی boot up، boot up چیست، boot up یعنی چی، boot up یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف b، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف b
کلمه بعدی: bootable
اشتباه تایپی: ذخخف عح
آوا: /بوت اپ/
عکس boot up : در گوگل

پیشنهاد کاربران

بالا آوردن / روشن کردن یک کامپیوتر یا برنامه کامپیوتری ( حالا یا با روشن کردن سیستم یا با نصب یه سری برنامه ی اولیه )
To start a computer
بالا آمدن - بالا آمدن کامپیوتر .
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما