bookmark

/ˈbʊkmɑːrk//ˈbʊkmɑːk/

معنی: چوب الف، نشان لای کتاب
معانی دیگر: (هر چیز که برای نشان دادن این که تا کجا خوانده اند لای صفحات کتاب بگذارند) نشان لای کتاب

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a strip of leather, fabric, or paper placed between pages to mark a place in a book.

(2) تعریف: in computing, a user's stored link to a previously visited location on the Internet, often displayed on-screen as a menu item or icon.

- He has organized his bookmarks into twenty subject categories.
[ترجمه ترگمان] او bookmarks را به بیست رده موضوع تقسیم کرده است
[ترجمه گوگل] او بوک مارک های خود را به دو دسته موضوع اختصاص داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Don't forget to bookmark this page.
[ترجمه ترگمان]فراموش نکنید که در این صفحه چوب الف گذاشته شود
[ترجمه گوگل]فراموش نکنید که این صفحه را نشانه گذاری کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I created a bookmark for my favourite website.
[ترجمه عاطی] من یک نشانه برای وبسایت مورد علاقه ام درست کردم.
|
[ترجمه ترگمان]من یک چوب الف برای وب سایت مورد علاقه من ایجاد کردم
[ترجمه گوگل]یک نشانه برای وبسایت مورد علاقه من ایجاد کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Keep this site as a bookmark.
[ترجمه ترگمان]این مکان را به عنوان یک چوب الف نگاه دارید
[ترجمه گوگل]این سایت را به عنوان یک نشانه نگهدارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Do you want to bookmark this site?
[ترجمه ترگمان]آیا می خواهید این سایت را تبلیغ کنید؟
[ترجمه گوگل]آیا می خواهید به این سایت نشانه گذاری کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. I used a bookmark so that I wouldn't lose my place .
[ترجمه ترگمان]لای کتاب را نشان می دادم تا جای خود را از دست ندهم
[ترجمه گوگل]من یک نشانه استفاده کردم تا جای خود را از دست ندهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She placed a bookmark between the pages to mark her place .
[ترجمه ترگمان]او یک چوب الف بین صفحات قرار داد تا جای او را مشخص کند
[ترجمه گوگل]او یک نشانه بین صفحات را برای نشان دادن مکان او قرار داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She had marked her place with a bookmark.
[ترجمه ترگمان]جای خود را نشان می داد
[ترجمه گوگل]او مکان خود را با یک نشانه مشخص کرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. If everyone in your Pack makes a bookmark, you can exchange them as part of your Thinking Day celebrations.
[ترجمه ترگمان]اگر همه در گروه شما یک چوب الف داشته باشند، می توانید آن ها را به عنوان بخشی از مراسم روز تفکر خود مبادله کنید
[ترجمه گوگل]اگر هر کس در بسته شما یک نشانه ایجاد کند، می توانید آنها را به عنوان بخشی از جشن های تفکر روز خود مبادله کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Every other bookmark was a blank shred of typing paper.
[ترجمه ترگمان]نشان می داد که هر نشان دیگری کاغذ سفیدی است
[ترجمه گوگل]هر نشانه دیگری یک کاغذ خالی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I still keep as a bookmark my ticket for the 1989 Revolution Day parade in Red Square.
[ترجمه ترگمان]من همچنان به عنوان یک چوب الف برای رژه روز انقلاب ۱۹۸۹ در میدان سرخ در نظر گرفته می شوم
[ترجمه گوگل]من همچنان یک نشانه بلیط من برای مسابقه روز انقلاب سال 1989 در میدان سرخ را نگه دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Can you keep one bookmark in the page for the gospel and turn to our epistle in 1 Corinthians
[ترجمه ترگمان]آیا می توانید یک چوب الف را در صفحه انجیل نگه دارید و به عنوان epistle در ۱ Corinthians مراجعه کنید
[ترجمه گوگل]آیا شما می توانید یک نشانه در صفحه برای انجیل را نگه دارید و به نوشتار ما در 1 قرنتیان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. An invalid bookmark was passed into a table method.
[ترجمه ترگمان]یک چوب الف نا معتبر به روش جدولی وارد شد
[ترجمه گوگل]یک نشانگر نامعتبر به یک روش جدول منتقل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Creates a new bookmark for the selected code item.
[ترجمه ترگمان]یک چوب الف جدید برای مورد کد انتخاب شده ایجاد می کند
[ترجمه گوگل]یک نشانگر جدید برای مورد کد انتخاب شده ایجاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This makes it extremely simple to save what you find with an electronic bookmark so you can return to it later.
[ترجمه ترگمان]این کار بسیار ساده است که آنچه را با یک چوب الف الکترونیکی پیدا می کنید، ذخیره کنید تا بتوانید بعدا به آن برگردید
[ترجمه گوگل]این باعث می شود که بسیار ساده برای ذخیره آنچه شما با یک نشانه الکترونیکی پیدا کنید تا بتوانید بعدا آنرا بازگردانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

چوب الف (اسم)
bookmark

نشان لای کتاب (اسم)
bookmark

تخصصی

[کامپیوتر] نشان لای کتاب - محل نشان گذاری شده در فایلی که در حال ویرایش است . برخی از برنامه های ویرایشگر به کاربر امکان می دهند تا از این نشانها برای بازگشت سریع به نفاط خاصی از فایل استفاده کند . آدرس نشان گذاری شده در سیستم www برنامه های web معمولا"به کاربران امکان می دهند که آدرسهای صفحات web را ثبت کنند تا در آینده بدون نوشتن آدرس به طور مستقیم وارد آنها شود

به انگلیسی

• save a piece of information for future use; save the address of a web site on one's list of favorites (computers)
page marker, something used to mark the page of a book (strip of paper, fabric or leather inserted between the pages of a book); internet address saved in a user's list of favorite sites (computers)
a bookmark is a narrow piece of card or leather that you put between the pages of a book so that you can find a particular page easily.

پیشنهاد کاربران

نشانک
برگزیدن، نشانه گذاری کردن، علامت گذاشتن، نشان دار کردن

Verb - transitive :
ذخیره کردن آدرس یک سایت یا پیج در اینترنت، به طوری که بتوان آن را به سادگی مجددا پیدا کرد.
نشانگر کتاب
علامت گذار
�کتاب نشان� هم شاید معادل خوبی باشه.
bookmark ( علوم کتابداری و اطلاع رسانی )
واژه مصوب: چوق الف
تعریف: قطعه ای از جنس کاغذ یا چوب یا چرم یا جز آن که برای مشخص کردن صفحۀ موردنظر در بین اوراق کتاب گذاشته می شود
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما