bonfire

/ˈbɑːnˌfaɪər//ˈbɒnfaɪə/

معنی: اتش بازی، اتش بزرگ
معانی دیگر: (گیاه شناسی) تب بر، اذان الحمار (انواع گیاهان خانواده ی composite به ویژه eupatorium perfoliatum که گل های سفید و خوشه ای می دهد و در طب گیاهی کاربرد دارد)، آتش بلند شعله، آتشی که در هوای آزاد روشن کنند (برای تفریح یا سوزاندن شاخ و برگ و غیره)، آتش بزرگ، نار، بزرگ آذر، آتش بازی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a large, outdoor fire, often made for entertainment or warmth.

- We're going to have a bonfire on Halloween night.
[ترجمه گوگل] در شب هالووین می خواهیم آتش بزنیم
[ترجمه ترگمان] شب هالو وین قراره یه آتیش بازی با هم داشته باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They got some old wooden pallets and threw them on the bonfire.
[ترجمه گوگل] چند پالت چوبی قدیمی گرفتند و روی آتش انداختند
[ترجمه ترگمان] آن ها جعبه چوبی کهنه و کهنه را برداشتند و روی آتش انداختند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. The bonfire blazed away for hours.
[ترجمه گوگل]آتش سوزی ساعت ها شعله ور شد
[ترجمه ترگمان]آتش بازی ساعت ها خاموش شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The bonfire was still smouldering the next day.
[ترجمه گوگل]روز بعد آتش همچنان می سوخت
[ترجمه ترگمان]روز بعد آتش بخاری همچنان در حال سوختن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A downpour of rain put out the children's bonfire.
[ترجمه گوگل]بارش باران آتش بچه ها را خاموش کرد
[ترجمه ترگمان]باران آتش بچه ها را خاموش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Sparks were flying out of the bonfire and blowing everywhere.
[ترجمه گوگل]جرقه ها از آتش می پریدند و همه جا می وزیدند
[ترجمه ترگمان]جرقه های آتش در همه جا پخش و پلا شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They piled wood onto the bonfire until the flames roared.
[ترجمه گوگل]آنها هیزم ها را روی آتش انباشته کردند تا اینکه شعله های آتش بلند شد
[ترجمه ترگمان]آن ها چوب ها را روی آتش جمع کردند تا این که شعله های آتش زبانه کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Stand well back from the bonfire.
[ترجمه گوگل]خوب از آتش دور بایستید
[ترجمه ترگمان]از آتش دور شو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It was 5 November?Bonfire Night?and the children were excited.
[ترجمه گوگل]5 نوامبر بود؟ شب آتش سوزی؟ و بچه ها هیجان زده بودند
[ترجمه ترگمان]۵ نوامبر بود؟ شب Bonfire؟ بچه ها هیجان زده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. With the help of his gun and a bonfire, the hunter fought off two hungry tigers.
[ترجمه گوگل]شکارچی با کمک تفنگ خود و آتش سوزی با دو ببر گرسنه مبارزه کرد
[ترجمه ترگمان]شکارچی با کمک تفنگش و آتیش بازی با دو ببر گرسنه مبارزه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The stones around the bonfire glowed red with the heat.
[ترجمه گوگل]سنگ های اطراف آتش از حرارت قرمز می درخشیدند
[ترجمه ترگمان]سنگ های اطراف آتش از گرما سرخ می شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. We made a bonfire of dead leaves in the garden.
[ترجمه گوگل]در باغچه از برگ های مرده آتش درست کردیم
[ترجمه ترگمان]ما یه آتیش پر از برگ های مرده تو باغ ساختیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Someone had lit a bonfire and we sat round it chatting.
[ترجمه گوگل]یک نفر آتشی روشن کرده بود و ما دور آن نشستیم و گپ زدیم
[ترجمه ترگمان]یکی آتش روشن کرده بود و ما نشسته بودیم و گپ می زدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The bonfire lightened the sky.
[ترجمه گوگل]آتش آسمان را روشن کرد
[ترجمه ترگمان]آتش در آسمان می درخشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The camp bonfire flamed away all the evening.
[ترجمه گوگل]آتش کمپ تمام غروب شعله ور شد
[ترجمه ترگمان]تمام شب آتش بازی برپا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Only the embers of the bonfire remained.
[ترجمه گوگل]فقط اخگرهای آتش باقی مانده بود
[ترجمه ترگمان]فقط خاکستر آتش باقی مانده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. As a result, bonfire night 1991 saw the lowest accident figures for 20 years.
[ترجمه گوگل]در نتیجه، شب آتش سوزی سال 1991 کمترین آمار تصادفات در 20 سال گذشته را داشت
[ترجمه ترگمان]در نتیجه آتش سوزی در شب ۱۹۹۱ کم ترین آمار تصادف را برای ۲۰ سال دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

اتش بازی (اسم)
bonfire, pyrotechnic, firework, squib

اتش بزرگ (اسم)
bonfire

انگلیسی به انگلیسی

• large outdoor fire, campfire
a bonfire is a fire that is made outdoors, usually to burn rubbish. bonfires are also sometimes lit as part of a celebration.

پیشنهاد کاربران

آتش. آتش بازی. جشن اتش
مثال:
the bonfire still smoldered
آتش بازی ها همچنان با دود می سوخت.
Nathaniel, when shall we make a bonfire of all our books?
ناتانائیل، آخر کِی همه ی کتابها را خواهیم سوزاند؟
( "مائده های زمینی" از آندره ژید، دوروتی باسی ( مترجم انگلیسی ) ، پرویز داریوش و جلال آل احمد ( مترجم فارسی ) )
از معانی ان:
آتشی که گروهی دورش جمع می شوند و از تفریحات معمول است برایشان، که مارشمالو هم کباب می کنند : )
Firework

بپرس