boneyard
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
Cemetery ( گورستان عمومی/منظم )
بزرگ، مستقل، معمولاً خصوصی/شهری، گاه شامل باغ یا یادبود.
... [مشاهده متن کامل]
مثال فارسی: گورستان بهشت زهرای تهران.
Graveyard ( قبرستان کوچک/وابسته )
کوچکتر، اغلب کنار کلیسا یا روستا.
مثال فارسی: قبرستان کوچک پشت مسجد محله.
Boneyard ( اصطلاحی غیررسمی/عامیانه )
۱. محل انباشت استخوانها یا اجساد ( مثلاً در باستانشناسی ) .
۲. در زبان عامیانه: گورستان ماشینها/هواپیماهای ازکارافتاده.
مثال فارسی: “بون یارد” خودروهای فرسوده در حاشیه شهر.
تفاوت کلیدی:
Cemetery بزرگتر و رسمی تر.
Graveyard کوچکتر و سنتی تر.
Boneyard غیررسمی، اغلب برای اشیاء/وسایل.
گورستان، قبرستان یا محل دفن اجساد است.
این کلمه همچنین می تواند به معنای محل نگهداری وسایل نقلیه فرسوده و اسقاطی ( مانند هواپیماها یا کشتی های قدیمی ) یا محل انباشت چوب های خشک در صنعت چوببری باشد.
... [مشاهده متن کامل]
The old planes were sent to the boneyard.
هواپیماهای قدیمی به محل اسقاط فرستاده شدند.
They discovered a prehistoric boneyard in the desert.
آن ها یک گورستان پیشاتاریخ در بیابان کشف کردند.
Don't go near the boneyard at night.
شب ها به نزدیکی آن قبرستان نرو
این کلمه همچنین می تواند به معنای محل نگهداری وسایل نقلیه فرسوده و اسقاطی ( مانند هواپیماها یا کشتی های قدیمی ) یا محل انباشت چوب های خشک در صنعت چوببری باشد.
... [مشاهده متن کامل]
هواپیماهای قدیمی به محل اسقاط فرستاده شدند.
آن ها یک گورستان پیشاتاریخ در بیابان کشف کردند.
شب ها به نزدیکی آن قبرستان نرو
( عامیانه )
1. گورستان/ قبرستان.
2. قبرستان اتومبیل.
3. مکانی که توی اون چیزهای قدیمی و استفاده نشده جمع میشه.
1. گورستان/ قبرستان.
2. قبرستان اتومبیل.
3. مکانی که توی اون چیزهای قدیمی و استفاده نشده جمع میشه.
محلی مثل موزه که در آن استخوان و اسکلت های به جا مانده حیوانات وحشی در آن نگهداری و در معرض نمایش قرار میگیرند
مهره های باقیمانده در بازی دونینو که امتیاز منفی برای دارنده ی آن محسوب می شوند
محوطه اسقاطی ها