🔸 معادل فارسی:
• شکست خوردن ( به طور کامل )
• رد شدن ( در امتحان، آزمون، مصاحبه )
• در زبان محاوره ای: بیرون افتادن، پرت شدن، افتضاح از آب درآمدن، بیرون ریخته شدن
🔸 مثال ها:
• I studied for weeks, but I still bombed out on the math test.
... [مشاهده متن کامل]
هفته ها مطالعه کردم، اما باز هم در امتحان ریاضی افتضاح شدم.
• He bombed out of medical school after the first year.
او بعد از سال اول از دانشکده ی پزشکی بیرون افتاد ( رد شد ) .
• The startup bombed out within six months.
استارتاپ ظرف شش ماه شکست خورد.
• She tried three times to pass her driving test and bombed out every time.
سه بار سعی کرد آزمون رانندگی را قبول شود و هر سه بار افتضاح از آب درآمد.
• شکست خوردن ( به طور کامل )
• رد شدن ( در امتحان، آزمون، مصاحبه )
• در زبان محاوره ای: بیرون افتادن، پرت شدن، افتضاح از آب درآمدن، بیرون ریخته شدن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
هفته ها مطالعه کردم، اما باز هم در امتحان ریاضی افتضاح شدم.
او بعد از سال اول از دانشکده ی پزشکی بیرون افتاد ( رد شد ) .
استارتاپ ظرف شش ماه شکست خورد.
سه بار سعی کرد آزمون رانندگی را قبول شود و هر سه بار افتضاح از آب درآمد.
1 -
to fail in a competition
شکست خوردن در یک مسابقه/رقابت
***************************************************************************************************
مثال؛
She had bombed out in the 100 metres so was desperate for a medal in the 200.
... [مشاهده متن کامل]
United bombed out of the Cup in the first round.
2 -
bomb someone out
to force someone to leave a place by dropping bombs on it
وادار کردن کسی به ترک محل/منطقه ای با بمباران کردن آنجا
***************************************************************************************************
مثال؛
The rebels were bombed out of their base.
They attacked night after night trying to bomb us out.
شکست خوردن در یک مسابقه/رقابت
***************************************************************************************************
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
2 -
وادار کردن کسی به ترک محل/منطقه ای با بمباران کردن آنجا
***************************************************************************************************
مثال؛
تخریب کردن، بمباران کردن
( در ورزش ) حذف شدن از دور رقابت، شکست خوردن
( در ورزش ) حذف شدن از دور رقابت، شکست خوردن