bogging

پیشنهاد کاربران

adjective :
informal Scottish and Northern Irish
کثیف
منزجر کننده
حال به هم زن
پوشیده شده با خاک و دوده

به عنوان مثال :
The goat's cheese, according to my notes, is bogging
منابع• https://www.collinsdictionary.com/dictionary/english/bogging• https://www.lexico.com/definition/bogging
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما