The amazon rainforest boasts an incirdible variety of bird species . e
🔸 معادل فارسی
- بالیدن
- افتخار کردن
- به رخ کشیدن
- در متن رسمی: دارا بودن ( با بار مثبت )
- - -
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( اصلی – عمومی ) :** با غرور یا افتخار درباره چیزی صحبت کردن.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: *She boasted about her achievements. *
او درباره دستاوردهایش با افتخار صحبت کرد
2. ** ( رسمی – کاربردی ) :** داشتن چیزی ارزشمند یا چشمگیر که مایه ی افتخار است.
- مثال: *Iran boasts the world's fourth - largest oil reserves. *
ایران دارای چهارمین ذخایر بزرگ نفت جهان است ( مایه ی افتخار )
3. ** ( محاوره ای – منفی ) :** به رخ کشیدن یا فخر فروختن.
- مثال: *He always boasts about his wealth. *
او همیشه ثروتش را به رخ می کشد
- - -
## 🔸 مترادف ها
brag – flaunt – pride oneself on – possess ( در متن رسمی )
- - -
## 🔸 مثال ها
- *The city boasts beautiful architecture. *
این شهر دارای معماری زیبایی است
- *The team boasts several talented players. *
تیم چند بازیکن بااستعداد دارد
- *He boasted about winning the prize. *
او درباره بردن جایزه فخر فروخت
Talk with excessive pride 😤
به خود بالیدن، افتخار کردن
لاف؛ لاف زدن؛ فخر فروختن به
- منم منم کردن
اتفاقا معنی "داشتن" هم میتونه داشته باشه اما داشتن المان هایی خوب از یه مکان
توضیح کتاب vocabulary in use advance :
this use of boast is for listing the good qualities of a place; formalمثال: Other Caribbean nations may boast better sand, sea and
... [مشاهده متن کامل]
sun, but because of that, you won’t fi nd hordes of people in Suriname
داشتن برای این کلمه ترجمه صحیحی نیست.
خلاصه ترین حالتش �افتخار کردن به . . . � و �بالیدن به . . � است.
داشتن
توانایی های خود را به رخ کشیدن، پز دادن. تفاخر کردن. فخر فروشی کردن. لاف، مباهات، بالیدن، خودستایی کردن، سخن اغراق آمیز گفتن، به رخ کشیدن، رجز خواندن، خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود، ورزش: ضربه از گوشه که به طور اریب به دیوار کناره و بعد به دیوار مقابل بخورد
تفاخر کردن
توانایی های خود را به رخ کشیدن، پز دادن
لاف، مباهات، بالیدن، خودستایی کردن، سخن اغراق آمیز گفتن، به رخ کشیدن، رجز خواندن، خرده الماسی که برای شیشه بری بکار رود، ورزش: ضربه از گوشه که به طور اریب به دیوار کناره و بعد به دیوار مقابل بخورد
Great boast little toast
اصطلاحا یعنی: پز عالی جیب خالی
به معنای exhibit: ارائه دادن، ب نمایش گذاشتن هم میتونه باشه
البته اینها دور از مفهوم بالیدن نیست
معنای دوستان:
دارا بودن - برخوردار/بهره مند بودن - در اختیار داشتن
SYN: have▪️▪️▪️
لاف/بلوف زدن - قپی اومدن
SYN: brag💠 in my country, searching for a good life partner depends on several factors such as ample salary numerous assets, and properties. All the factors Surround the key element, which is Money. Hence, young individuals tend to advertise themselves boasting about their financial strength to find a fiance. Therefore it can be said that seeking recognition and fame among the crowd has been attributed to talk about the profession and belongings.
... [مشاهده متن کامل] پُز دادن
Synonym by show off
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : boast
✅️ اسم ( noun ) : boast / boaster / boasting
✅️ صفت ( adjective ) : boastful / boasting / boastless
✅️ قید ( adverb ) : _
خودنمایی کردن
گنده گویی
Speak proudly about sth you’ve done
دارا بودن
لاف ( زدن ) , بلوف ( زدن ) ؛ به داشتن چیزی مفتخر بودن
# Nobody believed his boasts# He made a boast about his achievements# She openly boasted of her talents# He boasted that he could beat anyone at poker
... [مشاهده متن کامل]
# Ireland boasts beautiful beaches
# The hotel boasts a fine restaurant
قمپز در کردن
: - D
یه چیزی مثل show off
لاف زدن، سخن گزاف گفتن، گزافه گویی کردن، گزاف گفتن
به رخ کشیدن
بالیدن
خودستایی کردن
پُز دادن
فخر فروشی کردن
چیزی را به رخ دیگران کشیدن
برخوردار/بهره مند بودن، در اختیار داشتن
To show you are proved of yourself
مفتخر بودن، مالک بودن، داشتن، در بر داشتن
بلوف زدن
لاف زدن
فخر فروختن
در برخی موارد از نظر فعل به معنی دارا بودن یا به تعبیری به معنی have است مثلا:
The city boasts two excellent museums
ترجمه : ( اون ) شهر دارای دو موزه ی عالی است .
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٥)