board of directors


معنی: هیئت مدیره
معانی دیگر: هئیت مدیره
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. He was summoned before the board of directors.
[ترجمه ترگمان]او قبل از هیات مدیره جلسه احضار شده بود
[ترجمه گوگل]او قبل از هیئت مدیره احضار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They elected me to the Board of Directors.
[ترجمه ترگمان]آن ها مرا به هیات مدیران برگزیدند
[ترجمه گوگل]آنها من را به هیئت مدیره انتخاب کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The board of directors of the firm has been reconstituted recently.
[ترجمه ترگمان]هیات مدیره این شرکت اخیرا مجددا تغییر کرده است
[ترجمه گوگل]هیئت مدیره شرکت اخیرا بازسازی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I am a member of the board of directors.
[ترجمه ترگمان]من عضو هیات مدیره هستم
[ترجمه گوگل]من عضو هیئت مدیره هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There were calls for her resignation from the board of directors.
[ترجمه ترگمان]درخواست هایی برای استعفای وی از هییت مدیره وجود داشت
[ترجمه گوگل]خواستار استعفای او از هیئت مدیره بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. His resignation left a vacancy on the board of directors.
[ترجمه ترگمان]استعفای ایشون یه جای خالی تو هیات مدیره جا گذاشته
[ترجمه گوگل]استعفای او خالی از هیئت مدیره است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He's on the board of directors.
[ترجمه ترگمان]او در هیات مدیره است
[ترجمه گوگل]او در هیئت مدیره است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It took courage for her to beard the board of directors.
[ترجمه ترگمان]برای او شجاعت داشت که هیات مدیره را ریش کند
[ترجمه گوگل]برای او شجاعت او را به ریش هیئت مدیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Your proposal will be put to the board of directors.
[ترجمه ترگمان]پیشنهاد شما به هیات مدیره ارائه خواهد شد
[ترجمه گوگل]پیشنهاد شما به هیئت مدیره ارسال خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Your suggestion will be set before the board of directors at their next meeting.
[ترجمه ترگمان]پیشنهاد شما قبل از هییت مدیره در جلسه بعدی تنظیم خواهد شد
[ترجمه گوگل]پیشنهادهای شما قبل از هیئت مدیره در جلسه بعدی آنها تعیین خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Johnson thought he had the board of directors in the palm of his hand.
[ترجمه ترگمان]جانسون فکر می کرد که هیات مدیره یکی از اعضای هیات مدیره در کف دستش است
[ترجمه گوگل]جانسون فکر کرد او هیئت مدیره را در کف دست خود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The board of directors disapproved the sale.
[ترجمه ترگمان]هیات مدیره این فروش را تایید نکردند
[ترجمه گوگل]هیئت مدیره فروش را تکذیب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He served on the board of directors of a local bank.
[ترجمه ترگمان]او در هیات مدیره یک بانک محلی خدمت کرد
[ترجمه گوگل]او در هیئت مدیره یک بانک محلی خدمت کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Uncle left his position on the board of directors as he felt that he should move over in favor of a younger man.
[ترجمه ترگمان]عمو جان به عنوان یک مرد جوان تر از موقعیت خود در هیات مدیره جا گذاشته بود
[ترجمه گوگل]عمو موقعیت خود را در هیئت مدیره ترک کرد، زیرا احساس می کرد که او باید به نفع یک مرد جوان حرکت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The board of directors has come out strongly in favour of a merger.
[ترجمه ترگمان]هیات مدیره به شدت به نفع یک ادغام عمل کرده است
[ترجمه گوگل]هیئت مدیره به شدت به نفع ادغام است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

هیئت مدیره (اسم)
board, board of directors, directorate

تخصصی

[نساجی] هیئت مدیره

به انگلیسی

• group of administrators, head council

معنی یا پیشنهاد شما