blur the line

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• مرز را محو کردن / خطِ تمایز را از بین بردن
• مرزها را کمرنگ کردن / تفاوت ها را مبهم ساختن
• آستانه ها را نادیده گرفتن / فرقِ بینِ دو چیز را گم کردن
🔸 مثال ها:
• "The rise of social media has blurred the line between public and private life. "
...
[مشاهده متن کامل]

ظهورِ شبکه هایِ اجتماعی، مرزِ بینِ زندگیِ عمومی و خصوصی را محو کرده است.
• "The new policy blurs the line between legal and illegal immigration. "
سیاستِ جدید، مرزِ بینِ مهاجرتِ قانونی و غیرقانونی را کمرنگ می کند.
• "In his paintings, he blurs the line between reality and imagination. "
او در نقاشی هایش، مرزِ بینِ واقعیت و تخیل را محو می کند.