blue collar

/ˈbluːˈkɑːlər//bluːˈkɒlə/

(شخص) آبی پوش، دارای کت آبی، سرباز امریکایی قرن نوزدهم، (امریکا) پاسبان، پلیس، وابسته به کارگران فنی و نیمه فنی (که اونیفورم آنها اغلب به رنگ آبی است)، کارگری، یقه آبی (در مقابل یقه سفید: white-collar)

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
• : تعریف: of or pertaining to industrial workers or the class of workers who earn wages rather than salaries. (Cf. white-collar.)

انگلیسی به انگلیسی

• blue-collar workers work in industry, doing physical work, rather than in offices.

پیشنهاد کاربران

🔸 نکته:
تفاوت این واژه با White - collar، Working - class، و Pink - collar:
• White - collar به معنای یقه سفید است و به کارمندان اداری، مدیران، و متخصصان اشاره دارد که کار فکری و دفتری انجام می دهند — نقطه ی مقابل blue - collar.
...
[مشاهده متن کامل]

• Working - class به معنای طبقه ی کارگر است و نزدیک ترین معادل به blue - collar است، اما گسترده تر است؛ می تواند شامل کارگران خدماتی و یقه صورتی هم شود، نه فقط کار یدی.
• Pink - collar به معنای یقه صورتی است و به مشاغل خدماتی و مراقبتی اشاره دارد که اغلب توسط زنان انجام می شود — مثل پرستاری، تدریس، و منشی گری.
• Blue - collar اما ترکیبی از کار یدی، صنعتی، و طبقه ی کارگر سنتی را می رساند و به همین دلیل در بافت های اجتماعی، سیاسی، و اقتصادی واژه ی دقیق تری است — یعنی کاری که با دست و بدن انجام می شود، نه با میز و کامپیوتر.

🔸 معادل فارسی:
• یقه آبی / کارگری
• مربوط به کارگران یدی
• طبقه ی کارگر
• کار یدی و صنعتی
** نمونه هایی از مشاغل یقه آبی:
- برق کار
- لوله کش
- کارگر ساختمانی
- مکانیک
- کارگر کارخانه
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• He grew up in a blue - collar family in Ohio.
او در یک خانواده ی کارگری در اوهایو بزرگ شد.
• Blue - collar jobs have been declining in recent decades.
مشاغل یدی در دهه های اخیر کاهش یافته اند.
• The candidate appealed to blue - collar voters.
آن نامزد به رأی دهندگان طبقه ی کارگر متوسل شد.

ˌblue - collar adjective [only before noun]
این صفته
blue - collar worker
کارگر یدی
طبقه کارگر
کارگر خط تولید
مزدبگیر
میشه کارگر
ولی White - collar میشه: کارمند
کارگر یدی
blue collar worker