blue blood

/ˈbluːˈbləd//bluːblʌd/

معنی: عضو طبقه اشراف، اشراف زاده
معانی دیگر: اصل و نسب اشرافی، نجابت خانوادگی، نجیب زاده
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: blue-blooded (adj.)
(1) تعریف: noble, aristocratic, or socially prominent lineage.

(2) تعریف: a person with such lineage; aristocrat.
مشابه: aristocrat, noble, patrician, peer

جمله های نمونه

1. Blue blood flowed in the vein.
[ترجمه ترگمان]خون آبی در رگ جاری شد
[ترجمه گوگل]خون آبی در ورید جریان دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There are blue devils and blue ribbons and blue bloods.
[ترجمه ترگمان]ان جا شیطان آبی و روبان های آبی و خون آبی وجود دارد
[ترجمه گوگل]شیاطین آبی و نوارهای آبی و خون آبی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Is that why the angel has blue blood?
[ترجمه ترگمان]برای همین است که فرشته خون آبی دارد؟
[ترجمه گوگل]چرا فرشته خون آبی دارد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The lady speaks, acts and walks as a blue blood.
[ترجمه علی جادری] خانم مثل یک اشرافزاده , حرف می زند , عمل می کند و راه می رود.
|
[ترجمه ترگمان]خانم حرف می زند، عمل می کند و مثل یک خون آبی راه می رود
[ترجمه گوگل]خانم به عنوان یک خون آبی صحبت می کند، عمل می کند و پیاده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Many blue blood children attend this private school.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از کودکان خون آبی در این مدرسه خصوصی شرکت می کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از کودکان خون آبی در این مدرسه خصوصی حضور دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He boasted a lineage of pure blue blood.
[ترجمه ترگمان]به تبار آبی خالص و خالص تعلق داشت
[ترجمه گوگل]او یک رده از خون خالص آبی را داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. When Malcolm takes charge his blue blood begins to show.
[ترجمه ترگمان]وقتی مالکوم شارژ می کند خون آبی او شروع به نشان دادن می کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که مالکوم به اتهام دریافت خون آبی خود شروع به نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Had they been born with blue blood, would their experience have been any different?
[ترجمه ترگمان]ایا آن ها با خون آبی متولد شده بودند، تجربه آن ها متفاوت بود؟
[ترجمه گوگل]اگر آنها با خون آبی متولد شده باشند، آیا تجربه آنها متفاوت بوده است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A splash of bright blue blood spattered the pipes.
[ترجمه ترگمان]یک قطره خون آبی روشن در لوله ها پخش شد
[ترجمه گوگل]یک چکه ای از خون آبی روشن، لوله ها را پراکنده می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Though poor, he has blue blood in his veins.
[ترجمه ترگمان]گرچه فقیر است، خون آبی در رگ هایش دارد
[ترجمه گوگل]اگرچه ضعیف است، خون او در رگهایش خون دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The Limuloid is a very unique animal with blue blood.
[ترجمه ترگمان]The یک حیوان بسیار منحصر به فرد با خون آبی است
[ترجمه گوگل]Limuloid یک حیوان بسیار منحصر به فرد با خون آبی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. They boasted a lineage of pure blue blood.
[ترجمه ترگمان]به اصل و نسب، از تبار آبی خالص و خالص آن فخر می فروختند
[ترجمه گوگل]آنها یک رده از خون خالص آبی را داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He is proud of his blue blood.
[ترجمه ترگمان]به خون آبی او افتخار می کند
[ترجمه گوگل]او از خون آبی خود استقبال می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Just do not know the spirit of back to back to the blue blood effects?
[ترجمه ترگمان]فقط روح برگشتن به آثار خون آبی رو نمیدونی؟
[ترجمه گوگل]فقط روح برگشتن به اثرات خون آبی را نمی دانم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

عضو طبقه اشراف (اسم)
blue blood

اشراف زاده (اسم)
blue blood

به انگلیسی

• aristocrat, nobleman

ارتباط محتوایی

معنی اصلیعضو طبقه اشراف، اشراف زادهمعانی متفرقهاصل و نسب اشرافی، نجابت خانوادگی، نجیب ز ...بررسی کلمهاسم ( noun ) مشتقات : blue - blooded ( adj. ) • ( 1 ) تعریف: noble, aristocratic, or socially p ...جمله های نمونه1. Blue blood flowed in the vein. [ترجمه ترگمان] خون آبی در رگ جاری شد [ترجمه گوگل] خون آبی در ...مترادفعضو طبقه اشراف (اسم) blue blood اشراف زاده (اسم) blue bloodانگلیسی به انگلیسیaristocrat, nobleman
معنی blue blood، مفهوم blue blood، تعریف blue blood، معرفی blue blood، blue blood چیست، blue blood یعنی چی، blue blood یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف b، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف b، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف b، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف b
کلمه بعدی: blue blooded
اشتباه تایپی: ذمعث ذمخخی
آوا: /بلوا بلاد/
عکس blue blood : در گوگل
معنی blue blood

پیشنهاد کاربران

آقازاده
ژن خوب، اشراف زاده ⭐️❤️♾🌕🧿🤩🥰
l'm in love with you عاشقتم

Purpose
متعلق بودن به بالاترین طبقه اجتماعی، اشرافی
از ما بهترون
آقازاده
ژن خوب
خانواده های اشراف در همه کشورها وجود دارند
اما این اصطلاح بیشترین کاربرد را در بریتانیا و در میان خانواده سلطنتی و وابستگان آنها دارد که اشاره به پوست سفید رنگ بدن و دیده شدن رگ ها ی زیر پوست که به رنگ آبی دیده میشود دارد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما