blow the box

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
Blow the box یک عبارت اصطلاحی در زبان عامیانه انگلیسی است که از عبارت معروف think outside the box ( بیرون از جعبه فکر کردن ) نشأت گرفته است.
• ( اصلی ) جعبه را منفجر کردن، نابود کردن چهارچوب های ذهنی
...
[مشاهده متن کامل]

• ( استعاری ) فراتر از حد معمول پیش رفتن، کار بسیار متفاوت و انقلابی انجام دادن
• سنت شکنی رادیکال، از بین بردن کامل محدودیت های فکری
🔸 مثال ها:
( موسیقی و هنر – الهام گرفته از سریال نشویل )
"Sometimes you gotta blow the box to find your voice again. "
بعضی وقت ها باید سنت شکنی رادیکال کنی تا دوباره صدایت را پیدا کنی.
( کسب وکار و استارتاپ )
"Our business model is outdated. It's time to blow the box and try something completely different. "
مدل کسب وکار ما قدیمی شده. وقتشه فراتر از حد معمول پیش بریم و یه چیز کاملاً متفاوت امتحان کنیم.
( تغییر شخصی و سبک زندگی )
"After the divorce, I decided to blow the box on my entire life and moved to another country. "
بعد از طلاق، تصمیم گرفتم چهارچوب های ذهنیمو از بین ببرم و به کشور دیگری نقل مکان کردم.