1. blow – در اینجا به معنی انفجار کردن، منفجر کردن یا به شدت ضربه زدن است ( نه فقط �دمیدن� معمولی ) .
2. someone or something – شخص یا چیز مورد نظر.
3. out of – از داخل یا خارج شدن، در اینجا یعنی از میدان یا موقعیت خارج شدن.
... [مشاهده متن کامل]
4. the water – به طور خاص آب دریا یا اقیانوس؛ ریشه عبارت از غرق کردن کشتی دشمن در دریاست.
پس ترکیب کلمات:
�کسی یا چیزی را با انفجار یا ضربه شدید از آب ( کشتی/موقعیت ) بیرون کردن�
و معنای استعاری آن: کسی یا چیزی را کاملاً شکست دادن یا از میدان بیرون کردن.
1. The new smartphone completely blew the old model out of the water. – گوشی جدید، مدل قدیمی را کاملاً از میدان به در کرد.
2. Her performance in the concert blew everyone out of the water. – اجرای او در کنسرت همه را شگفت زده کرد / همه را پشت سر گذاشت.
3. The team's latest project blew the competition out of the water. – پروژه جدید تیم، رقبا را به طور کامل شکست داد.
4. This blockbuster movie blew all previous records out of the water. – این فیلم پرفروش، همه رکوردهای قبلی را در هم شکست.
5. His argument during the debate blew the other side out of the water. – استدلال او در مناظره، طرف مقابل را کاملاً مغلوب کرد.
Chatgpt
2. someone or something – شخص یا چیز مورد نظر.
3. out of – از داخل یا خارج شدن، در اینجا یعنی از میدان یا موقعیت خارج شدن.
... [مشاهده متن کامل]
4. the water – به طور خاص آب دریا یا اقیانوس؛ ریشه عبارت از غرق کردن کشتی دشمن در دریاست.
پس ترکیب کلمات:
�کسی یا چیزی را با انفجار یا ضربه شدید از آب ( کشتی/موقعیت ) بیرون کردن�
و معنای استعاری آن: کسی یا چیزی را کاملاً شکست دادن یا از میدان بیرون کردن.
1. The new smartphone completely blew the old model out of the water. – گوشی جدید، مدل قدیمی را کاملاً از میدان به در کرد.
2. Her performance in the concert blew everyone out of the water. – اجرای او در کنسرت همه را شگفت زده کرد / همه را پشت سر گذاشت.
3. The team's latest project blew the competition out of the water. – پروژه جدید تیم، رقبا را به طور کامل شکست داد.
4. This blockbuster movie blew all previous records out of the water. – این فیلم پرفروش، همه رکوردهای قبلی را در هم شکست.
5. His argument during the debate blew the other side out of the water. – استدلال او در مناظره، طرف مقابل را کاملاً مغلوب کرد.
کاملاً شکست دادن یا فراتر رفتن از کسی یا چیزی به طرز چشمگیری
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
مترادف؛
متضاد؛
نقش بر آب کردن چیزی
به چشم نیومدن ( کنایه از ناچیز شدن یا کم اهمیت شدن چیزی )
چیزیکه اهرام در کنارش ( مقابل اش ) اصلا به چشم نمیاد = Something that will blow this pyramid thing out of the water
چیزیکه اهرام در کنارش ( مقابل اش ) اصلا به چشم نمیاد = Something that will blow this pyramid thing out of the water
کوچک کردن چیزی در چشم ( به چشم نیومدن )
پنبه کردن چیزی
چیزی که اهرام اینا در کنارش اهلا به چشم نیاد =Something that will blow this pyramid thing out of the water
پنبه کردن چیزی
چیزی که اهرام اینا در کنارش اهلا به چشم نیاد =Something that will blow this pyramid thing out of the water
علاوه بر معنی بالا معنی زیر نیز می دهد:
to show that something is completely false or wrong
نشان دادن اینکه چیزی کاملاً نادرست است.
https://www. macmillandictionary. com/dictionary/british/blow - someone - something - out - of - the - water
نشان دادن اینکه چیزی کاملاً نادرست است.
مغلوب ساختن کسی یا چیزی، نابود کردن کسی یا چیزی، کنایه از نابود کردن یا پنبه کردن چیزی