🔸 معادل فارسی
با زور باز کردن ( در/پنجره )
افشا کردن ( راز یا حقیقت )
آشکار ساختن چیزی پنهان
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( عملی – اصلی ) :** باز شدن یا باز کردن چیزی با فشار یا انفجار.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: The explosion blew the door open.
انفجار در را باز کرد
2. ** ( استعاری – عمومی ) :** افشا کردن یا آشکار ساختن چیزی که مخفی بوده است.
- مثال: The scandal blew open the corruption in the company.
رسوایی فساد شرکت را آشکار کرد
- - -
## 🔸 مترادف ها
burst open – force open – expose – reveal – uncover
- - -
## 🔸 مثال ها
- The wind blew the gate open.
باد دروازه را باز کرد
- The investigation blew open the secret deals.
تحقیق معاملات مخفی را افشا کرد
- The scandal blew open the truth about the politician.
رسوایی حقیقت مربوط به سیاستمدار را آشکار کرد
با زور باز کردن ( در/پنجره )
افشا کردن ( راز یا حقیقت )
آشکار ساختن چیزی پنهان
## 🔸 تعریف ها
1. ** ( عملی – اصلی ) :** باز شدن یا باز کردن چیزی با فشار یا انفجار.
... [مشاهده متن کامل]
- مثال: The explosion blew the door open.
انفجار در را باز کرد
2. ** ( استعاری – عمومی ) :** افشا کردن یا آشکار ساختن چیزی که مخفی بوده است.
- مثال: The scandal blew open the corruption in the company.
رسوایی فساد شرکت را آشکار کرد
- - -
## 🔸 مترادف ها
- - -
## 🔸 مثال ها
باد دروازه را باز کرد
تحقیق معاملات مخفی را افشا کرد
رسوایی حقیقت مربوط به سیاستمدار را آشکار کرد
فاش کردن رازی که دیگران سعی در پنهان کردن آن داشته اند