blow one's cork


1- (از دیگ بخار و غیره) بخار یا آب گرم بیرون دادن 2- با صدای بلند درد دل کردن، دل خود را خالی کردن، (امریکا - عامیانه) از جا دررفتن، خشمگین شدن

پیشنهاد کاربران

این ضرب المثل یک اصطلاح آهنگری نیز هست.
آهنی که ناگهان در حرارت شدید قرار بگیرد سخت گداخته شده و سپس با صدای وحشتناک به بیرون کوره پرتاب می شود، یعنی " از کوره در می رود "لذا لازم است که
درجه ی حرارت کم کم بالا برود تا آهن ، گرم و گداخته و مذاب شود،
...
[مشاهده متن کامل]

از این رو این جمله رفتار اشخاصی که ناگهان خشمگین شدند به کار می رود.
● ضَحاکی راحت

از کوره در رفتن/ یک اصطلاح غیررسمی که به معنای از دست دادن کنترل خشم یا بسیار عصبانی شدن، اغلب به طور ناگهانی یا غیرقابل کنترل است.
منشا: این عبارت احتمالاً از تصویر ترکیدن چوب پنبه یک بطری تحت فشار گرفته شده است که نماد آزاد شدن انفجاری احساسات است.
...
[مشاهده متن کامل]

مترادف: Lose one's temper, blow a fuse, fly off the handle, go ballistic.
مثال؛
"He blew his cork when he found out someone had scratched his car. "
"Don’t blow your cork over something so trivial; it’s not worth it. "
"The manager blew her cork when the team missed the deadline again. "