blotted out

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. A dark cloud suddenly blotted out the sun.
[ترجمه ترگمان]ناگهان ابری تیره از خورشید محو شد
[ترجمه گوگل]یک ابر تاریک ناگهان خورشید را خاموش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The moon blotted out the sun.
[ترجمه ترگمان]ماه خورشید را محو کرد
[ترجمه گوگل]ماه از خورشید خالی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The hill was blotted out by mist.
[ترجمه ترگمان]تپه از مه محو شده بود
[ترجمه گوگل]تپه توسط مه گرفته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Thick white smoke blotted out the sun.
[ترجمه ترگمان]دود غلیظ سفید خورشید را محو می کرد
[ترجمه گوگل]دود سفید ضخیم از خورشید خالی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Thick cloud blotted out the view.
[ترجمه ترگمان]ابری غلیظ از دید محو شد
[ترجمه گوگل]فضای ضخیم آن را از بین می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Several words in the letter had been blotted out.
[ترجمه ترگمان]چند کلمه در نامه محو شده بود
[ترجمه گوگل]چند حرف در این نامه از بین رفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The city was blotted out by bombs.
[ترجمه ترگمان]شهر با بمب خاموش شده بود
[ترجمه گوگل]این شهر توسط بمب ها خالی شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The whole family blotted out in a moment!
[ترجمه ترگمان]همه خانواده در یک لحظه خاموش شدند
[ترجمه گوگل]تمام خانواده در یک لحظه از بین رفته اند!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Another rain squall blotted out the harbour and water cascaded down the window panes.
[ترجمه ترگمان]باران دیگری از کنار رودخانه سرازیر شد و از میان شیشه های پنجره به پایین سرازیر شد
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از باران اسکول از بندر خارج شده و آب را درون پنجره های پنجره قرار داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. But the last 16 minutes blotted out all the blundering and turned this into an unforgettable classic.
[ترجمه ترگمان]اما ۱۶ دقیقه آخر، همه اشتباه ات کورکورانه را محو کرده و این را به یک کلاسیک فراموش نشدنی تبدیل کرده بود
[ترجمه گوگل]اما در 16 دقیقه گذشته، تمام این تصادفات را از بین برد و این را به یک کلاسیک فراموش نشدنی تبدیل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I have been blotted out from the world.
[ترجمه ترگمان]من از جهان محو شده ام
[ترجمه گوگل]من از جهان خارج شده ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Clouds blotted out the sun.
[ترجمه ترگمان]ابرها خورشید را محو می کنند
[ترجمه گوگل]ابرها از خورشید خالی شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Rolling clouds of black smoke blotted out the sky while brilliant sheaths of flame slithered out of every window.
[ترجمه ترگمان]ابری از دود سیاه در آسمان فرو رفت و جلد درخشان آتش از هر پنجره بیرون خزید
[ترجمه گوگل]ابرهای رانده شده از دود سیاه، آسمان را بیرون کشیدند، در حالی که غلافهای شعله ای درخشان از هر پنجره افتادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Sometimes the trail was blotted out by new - fallen snow.
[ترجمه ترگمان]بعضی اوقات ردی از برف تازه محو شده بود
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات دنباله توسط برف جدید افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• canceled, erased, obliterated, obscured

پیشنهاد کاربران

بسته شده، کور شده، پوشانده شده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما