blood from a stone

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• از سنگ خون درآوردن ( عیناً همان ضرب المثل فارسی )
• کاری غیرممکن کردن، از کسی چیزی گرفتن که اصلاً ندارد
• ( در بافت پول ) از آدم خسیس پول درآوردن
• تلاش بیهوده، کار محال
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها:
• ( پول )
"I've tried to collect the debt for months, but it's like getting blood from a stone. "
ماه هاست سعی می کنم طلبم را بگیرم، اما تلاش بیهوده است.
• ( احساسات )
"Asking my father to show affection is like trying to get blood from a stone. "
از پدرم خواهش کردن که محبت نشان بدهد، کاری که غیرممکنه.
• ( اطلاعات )
"The witness wouldn't talk. Getting any information was blood from a stone. "
شاهد حرف نمی زد. گرفتن هر اطلاعاتی مثل از سنگ خون در آوردن بود.
• ( طنز/کمی شوخ )
"You want me to apologize? That's blood from a stone, buddy. "
می خوای عذرخواهی کنم؟ این که محاله، رفیق.
• ( محاوره امروزی )
"Getting my teenager to clean his room is like squeezing blood from a stone. "
وادار کردن نوجوانم به تمیز کردن اتاقش، کار محاله.