blood count

/ˈblədˈkaʊnt//blʌdkaʊnt/

آزمایش برای تعیین میزان گویچه های سرخ و سفید خون و پلاکت های خونی، شمارش گلبولی، شمارش تعداد گویچه های خون در حجم معینی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the number of red cells, white cells, and platelets counted in a specific volume of blood.

(2) تعریف: the medical process for determining this count.

جمله های نمونه

1. Her blood count was normal.
[ترجمه ترگمان] گلبول های سفیدش عادی بود
[ترجمه گوگل]شمارش خون او طبیعی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We do a blood count to ensure that all is well.
[ترجمه ترگمان]ما یک شمارش خون انجام می دهیم تا اطمینان حاصل کنیم که همه چیز خوب است
[ترجمه گوگل]ما شمارش خون را برای اطمینان از این که همه چیز خوب است، انجام می دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her blood count is very low.
[ترجمه ترگمان] گلبول های سفیدش خیلی پایینه
[ترجمه گوگل]شمارش خون آن بسیار کم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Complete blood count and erythrocyte sedimentation rate were regularly measured at clinic visits.
[ترجمه ترگمان]میزان رسوب کامل شده و سرعت ته نشینی نیز به طور منظم در بازدیدهای کلینیک اندازه گیری شدند
[ترجمه گوگل]شمارش کامل خون و میزان رسوب دهی ادرار به طور منظم در بازدیدکنندگان کلینیک انجام می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His white blood count dropped after the treatment, as expected, but is now back up to pre-transplant levels.
[ترجمه ترگمان]همانطور که انتظار می رفت، شمارش خون سفید او پس از درمان کاهش یافت، اما اکنون به سطوح پیش از پیوند باز می گردد
[ترجمه گوگل]شمارش خون سفید آن پس از درمان، همانطور که انتظار می رفت، کاهش پیدا کرد، اما در حال حاضر به سطح قبل از پیوند رسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Your blood count is normal.
[ترجمه ترگمان] گلبول های سفیدش عادی هستند
[ترجمه گوگل]شمارش خون شما طبیعی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Review the results of laboratory tests, including complete blood count (CBC), electrolytes, urinalysis, and other diagnostic tests.
[ترجمه ترگمان]نتایج تست های آزمایشگاهی، شامل شمارش کامل خون (CBC)، الکترولیت ها، urinalysis و دیگر تست های تشخیصی را بررسی کنید
[ترجمه گوگل]نتایج آزمایش های آزمایشگاهی، از جمله شمارش کامل خون (CBC)، الکترولیت ها، آزمایش ادرار و سایر آزمایش های تشخیصی را مرور کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The first diagnostic testing steps include a complete blood count, serum biochemical tests, and urinalysis with urine culture.
[ترجمه ترگمان]اولین مرحله آزمایش تشخیصی شامل شمارش کامل خون، آزمون های بیوشیمیایی سرم، و urinalysis با فرهنگ ادرار است
[ترجمه گوگل]مراحل اول آزمایش تشخیصی شامل شمارش کامل خون، آزمایش های بیوشیمیایی سرم و انجام آزمایش ادرار با کشت ادرار می باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I'll take your blood count first.
[ترجمه ترگمان]من اول به خون شما رسیدگی می کنم
[ترجمه گوگل]اولین شمارش خونم را می گیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Other, more basic tests, such as a complete blood count, biochemical profile, and urinalysis can be performed to determine if infection or other problems exist.
[ترجمه ترگمان]دیگر آزمون های اولیه، مانند شمارش کامل خون، پروفایل بیوشیمیایی و urinalysis می تواند برای تعیین این که آیا عفونت یا مشکلات دیگر وجود دارد، انجام شود
[ترجمه گوگل]سایر آزمایشهای اساسی، مانند شمارش کامل خون، مشخصات بیوشیمی و ادرار، می تواند برای تعیین اینکه آیا عفونت و یا مشکلات دیگر وجود دارد، انجام شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Blood tests, such as complete blood count, blood chemistries, and cardiac enzymes.
[ترجمه ترگمان]آزمایش خون، مثل خون کامل، خون blood و آنزیم های قلبی
[ترجمه گوگل]آزمایش های خون مانند شمارش کامل خون، شیمی درمانی و آنزیم های قلبی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. A "CBC" (complete blood count) is a commonly ordered labortory test that is done on this instrument and gives important data, particularly in regard to WBC's.
[ترجمه ترگمان]یک \"CBC\" (شمارش کامل خون)یک تست labortory است که بر روی این ابزار انجام می شود و داده های مهمی به خصوص در رابطه با WBC ارایه می دهد
[ترجمه گوگل]'CBC' (شمارش کامل خون) یک آزمون آزمایشگاهی معمول است که بر روی این ابزار انجام می شود و داده های مهم را به ویژه در رابطه با WBC ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The blood count I use is the electronic timer on the straight track.
[ترجمه ترگمان]شمارش خون که من استفاده می کنم تایمر الکترونیکی در مسیر مستقیم است
[ترجمه گوگل]شمارش خون که من انجام می دهم تایمر الکترونیکی در مسیر مستقیم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Take your blood count first, please.
[ترجمه ترگمان] اول blood بگیر، لطفا
[ترجمه گوگل]لطفا ابتدا خون خود را بکشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[بهداشت] شمارش گویچه های خون که در میلیمتر مکعب محاسبه میشود

به انگلیسی

• number of red and white cells in a given unit of blood; microscopic blood examination
a blood count is a check on the number of red and white blood cells in someone's blood, to see how healthy they are.

پیشنهاد کاربران

a determination of the number of corpuscles in a specific volume of blood
( آزمایش خون ) - ( تعداد گلبول ها )

آزمایش برای اندازه گیری تعداد گلبول ها در نمونه ی خون
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما