1. Bob's like a blood brother and would do anything for me.
[ترجمه گوگل]باب مثل یک برادر خونی است و هر کاری برای من انجام می دهد
[ترجمه ترگمان]باب مثل برادر خونی است و هر کاری برای من می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. Knowledge is often the blood brother of practice.
[ترجمه گوگل]دانش اغلب برادر خونی تمرین است
[ترجمه ترگمان]دانش معمولا برادر خون عمل است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. This blood brother keeps asking me for money.
[ترجمه گوگل]این برادر خونی مدام از من پول می خواهد
[ترجمه ترگمان] این برادر خونی که همش از من پول می گیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. Did he still consider me his best friend and true blood brother?
[ترجمه گوگل]آیا او هنوز مرا بهترین دوست و برادر واقعی خود می دانست؟
[ترجمه ترگمان]آیا او هنوز من را بهترین دوست و برادر خونی خود می دانست؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. Tuareg cavalryman seldom reveals his face, even to a blood brother.
[ترجمه گوگل]سواره نظام طوارگ به ندرت چهره خود را نشان می دهد، حتی برای یک برادر خونی
[ترجمه ترگمان]افراد سوار نظام به ندرت صورت او را آشکار می کنند، حتی برای یک برادر خونی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. My elder brother is my father's half - son, but we are just like blood brother and sister.
[ترجمه گوگل]برادر بزرگم ناتنی پسر پدرم است، اما ما مثل برادر و خواهر خونیم
[ترجمه ترگمان]برادر کوچولوی من، برادر ناتنی پدرم است، اما ما مثل برادر و برادر خونی هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید