blizzard

/ˈblɪzərd//ˈblɪzəd/

معنی: کولاک، کولاک شدید، باد شدید توام با برف
معانی دیگر: بوران (برف و باد شدید)، توفان برف، برف توفان، دمه
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a heavy and widespread snowstorm of lengthy duration.
مشابه: hailstorm, snow, snowstorm, storm

- There was no school for a week because of the blizzard.
[ترجمه 💟💟💟] به دلیل کولاک شدید، برای یک هفته هیچ مدرسه ای باز نبود.
|
[ترجمه محسن] به دلیل کولاک مدارس یک هفته تعطیل بود
|
[ترجمه Thor] بخاطر کولاک شدید به مدت یک هفته مدرسه ای باز نبود
|
[ترجمه Eilia.S] به علت کولاک شدید به مدت یک هفته هیچ مدرسه ای باز نبود
|
[ترجمه ترگمان] یک هفته بود که دیگر مدرسه در کار نبود
[ترجمه گوگل] برای یک هفته هیچ مدرسه ای وجود نداشت به دلیل حصیری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I can't believe you were able to drive home in that blizzard.
[ترجمه بیتا] من نمیتوانم باور کنم توتوانستی در آن کولاک به طرف خانه رانندگی کنی
|
[ترجمه ترگمان] باورم نمی شه که تونستی تو اون طوفان رانندگی کنی
[ترجمه گوگل] من نمی توانم باور شما قادر خواهید بود برای رانندگی خانه که کولاک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a violent, intensely cold windstorm, producing heavy snowfall and ice.
مشابه: gale, hailstorm, squall, storm, tempest, windstorm

- The blizzard shut down the whole city and did great damage.
[ترجمه بیتا] کولاک شدید کل شهر را نابود کرد و خسارت زیادی به جا گذاشت
|
[ترجمه ترگمان] باد تمام شهر را بست و صدمات زیادی وارد کرد
[ترجمه گوگل] حشره کشیدن کل شهر را خاموش کرد و باعث خسارت زیادی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. we began our hike in a blinding blizzard
در بوران کورکننده ای پیاده روی خود را آغاز کردیم.

2. We once got stuck in a blizzard for six hours.
[ترجمه شیوا] ما یکبار برای شش ساعت در کولاک گیر کردیم
|
[ترجمه Yalda] ما یک بار به مدت ۶ ساعت در کولاک برف گیرافتادیم
|
[ترجمه red.x] ما برای ۶ ساعت در کولاک گیر کردیم
|
[ترجمه ترگمان] ما یه بار ۶ ساعت توی طوفان گیر افتادیم
[ترجمه گوگل]ما یک بار در شش ساعت در یک حباب گیر کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We got stuck in a howling blizzard.
[ترجمه Amirali] ما در یک کولاک بزرگ گیر کرده بودیم
|
[ترجمه ترگمان]ما توی طوفان زوزه کشیدیم
[ترجمه گوگل]ما در یک زلزله زرد گیر کرده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A blizzard was raging but the boy and girl were all bundled up.
[ترجمه ترگمان]باد شدیدی وزید، اما پسر و دختر همگی خود را جمع و جور کردند
[ترجمه گوگل]حشره کشنده خشمگین بود اما پسر و دختر همه همراه بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We're going to have a blizzard.
[ترجمه ترگمان]قرا ره کولاک کنیم
[ترجمه گوگل]ما قصد داریم یک حشرهکش داشته باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The blizzard was still raging outside.
[ترجمه شیوا] بیرون هنوز کولاک شدید بود
|
[ترجمه ترگمان]هوا هنوز در هوا موج می زد
[ترجمه گوگل]حشره کش هنوز در بیرون خیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Mountaineering in a blizzard needs a lot of grit.
[ترجمه شیوا] کوهنوردی در کولاک به دل و جرات زیادی نیاز دارد
|
[ترجمه ترگمان]برف در برف به مقدار زیادی خاکستر نیاز دارد
[ترجمه گوگل]کوهنوردی در یک کوه نورد نیاز به بسیاری از شن و ماسه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A blizzard was blasting great drifts of snow across the lake.
[ترجمه ترگمان]برف زیادی در میان دریاچه دیده می شد
[ترجمه گوگل]یک حشره کشیدن رانش بزرگی از برف در سراسر دریاچه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. You'll have to stay here until the blizzard blows itself off.
[ترجمه ترگمان]تو باید اینجا بمونی تا اینکه طوفان خودش رو به باد بده
[ترجمه گوگل]شما باید در اینجا بمانید تا زمانی که خس خس خاموش شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Eleanor arrived in the midst of a blizzard.
[ترجمه ترگمان]الی نور در میان طوفان به راه افتاد
[ترجمه گوگل]Eleanor در میانه یک گلوله قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The blizzard struck the north-east yesterday, causing serious damage.
[ترجمه ترگمان]طوفان دیروز شمال شرق را لرزاند و خسارات جدی به بار آورد
[ترجمه گوگل]زلزله روز گذشته به شمال شرق آسیب زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He fought his way through the blizzard.
[ترجمه ترگمان]او از میان طوفان به راه خود ادامه داد
[ترجمه گوگل]او راه خود را از طریق زلزله زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The blizzard forced them to delay their summit bid.
[ترجمه ترگمان]کولاک آن ها را وادار به به تعویق انداختن پیشنهاد اجلاس خود کرد
[ترجمه گوگل]حواس پرتی آنها را مجبور کرد تا پیشنهاد اجلاس سران خود را به تعویق انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. We got stuck in a blizzard.
[ترجمه ترگمان] تو کولاک گیر افتادیم
[ترجمه گوگل]ما در یک فریزر گیر کرده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

کولاک (اسم)
storm, blizzard, ice storm

کولاک شدید (اسم)
blizzard

باد شدید توام با برف (اسم)
blizzard

تخصصی

[عمران و معماری] بوران
[زمین شناسی] طوفان برف، بوران طوفانی از برف گرد آلود، گاهی همراه با بلورهای کوچک یخ، که به وسیله باد فوق العاده شدیدی رانده شده و عملا قدرت دید را به صفر میرساند
[] دمه، بوران
[آب و خاک] بوران، کولاک

به انگلیسی

• severe snowstorm
a blizzard is a storm in which snow falls heavily and there are strong winds.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیکولاک، کولاک شدید، باد شدید توام با برفمعانی متفرقهبوران ( برف و باد شدید ) ، توفان برف، برف ت ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • ( 1 ) تعریف: a heavy and widespread snowstorm of lengthy duration. • مشابه: ...جمله های نمونه1. we began our hike in a blinding blizzard در بوران کورکننده ای پیاده روی خود را آغاز کردیم. 2. ...مترادفکولاک ( اسم ) storm, blizzard, ice storm کولاک شدید ( اسم ) blizzard باد شدید توام با برف ( ا ...بررسی تخصصی[عمران و معماری] بوران [زمین شناسی] طوفان برف، بوران طوفانی از برف گرد آلود، گاهی همراه با بلورهای ک ...انگلیسی به انگلیسیsevere snowstorm a blizzard is a storm in which snow falls heavily and there are strong winds.
معنی blizzard، مفهوم blizzard، تعریف blizzard، معرفی blizzard، blizzard چیست، blizzard یعنی چی، blizzard یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف b، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف b، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف b، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف b
کلمه بعدی: blizzard entertainment®
اشتباه تایپی: ذمهظظشقی
آوا: /بلیزارد/
عکس blizzard : در گوگل
معنی blizzard

پیشنهاد کاربران

کولاک با بارش بسیار برف و باران

باد و طوفان شدید کولاک
باد شدید همراه برف
کولاک بسیار شدید

a very bad storm with a lot of snow
کولاک با بد های شدید و باران
باد شدید به همراه برف و باران=به زبان عامیانه برف و بوران
A very bad storm with a lot of snow
کولاک
Reach 3

طوفان برف
کولاک، ، ، ، برف بسیار سنگین ، ، ، ، یخبندان
برف شدید
a very bad storm with snow and strong winds
n ) Blizzard )
Lots of snow and wend
A big blizzard in the country
Snow storm whith heavy and strong winds
کولاک. باد شدید همراه با برف
در reach 3 به معنای : کولاک یا باد شدید و برف هست
کولاک شدید همراه با برف
برف بسیار شدید
حجم انبوه
ما یک بار ب مدت شیش ساعت توی کولاک گیر کردیم😪
A Snow storm with very strong winds
کولاک شدید، بارش برف بسیار
ورود سازماندهی نشده مقدار زیادی از چیزی
کولاک
[Bad Weather]
[Collocation]
a ( blinding/​snow ) blizzard hits/​strikes/​blows/​rages
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما