blessing in disguise

انگلیسی به انگلیسی

• something that seems unfortunate but turns out to be a positive; hidden blessing

پیشنهاد کاربران

Meaning: Something good that isn’t recognized at first.
Example: Ashok’s losing his job was a blessing in disguise; it gave him an opportunity
to pursue higher studies.
The phrase **"blessing in disguise"** in Farsi is translated as
**"نعمتِ پنهان"**
or
**"خیرِ پنهان"**
. Both phrases mean that something that initially seems bad or unfortunate may actually turn out to be good or beneficial.
...
[مشاهده متن کامل]

Here are **10 example sentences** with translations in Farsi ( without transliteration ) :
- - -
1. **Losing that job was a blessing in disguise because it led me to a better opportunity. **
**Farsi**: از دست دادن آن شغل یک نعمتِ پنهان بود چون من را به فرصت بهتری رساند.
**Emoji**: 💼✨
- - -
2. **Failing the exam turned out to be a blessing in disguise; it made me study harder and succeed later. **
**Farsi**: مردود شدن در امتحان یک خیرِ پنهان بود؛ باعث شد بیشتر درس بخوانم و بعداً موفق شوم.
**Emoji**: 📚🚀
- - -
3. **The canceled trip was a blessing in disguise because the weather turned terrible that week. **
**Farsi**: لغو شدن سفر یک نعمتِ پنهان بود چون هوا آن هفته بسیار بد شد.
**Emoji**: ✈️🌧️
- - -
4. **Getting sick was a blessing in disguise; it gave me time to rest and reflect on my life. **
**Farsi**: بیمار شدن یک خیرِ پنهان بود؛ به من فرصت داد تا استراحت کنم و به زندگی ام فکر کنم.
**Emoji**: 🤒🛌💭
- - -
5. **The broken car was a blessing in disguise because it made me realize I needed a more reliable vehicle. **
**Farsi**: خراب شدن ماشین یک نعمتِ پنهان بود چون فهمیدم به وسیله نقلیه مطمئن تری نیاز دارم.
**Emoji**: 🚗🔧🚘
- - -
6. **Moving to a new city felt hard at first, but it was a blessing in disguise; I found amazing friends there. **
**Farsi**: نقل مکان به شهر جدید در ابتدا سخت بود، اما یک خیرِ پنهان بود؛ دوستان فوق العاده ای آنجا پیدا کردم.
**Emoji**: 🏙️👫
- - -
7. **The delayed flight was a blessing in disguise because I avoided a dangerous storm. **
**Farsi**: تأخیر پرواز یک نعمتِ پنهان بود چون از یک طوفان خطرناک دور ماندم.
**Emoji**: ✈️⛈️
- - -
8. **Losing my phone was a blessing in disguise; it helped me disconnect and focus on my family. **
**Farsi**: گم کردن موبایلم یک خیرِ پنهان بود؛ به من کمک کرد تا ارتباطم را قطع کنم و روی خانواده ام تمرکز کنم.
**Emoji**: 📴👨‍👩‍👧
- - -
9. **The canceled event was a blessing in disguise because I got to spend time with my loved ones instead. **
**Farsi**: لغو شدن مراسم یک نعمتِ پنهان بود چون به جای آن توانستم وقت را با عزیزانم بگذرانم.
**Emoji**: 🎉❤️
- - -
10. **The rejection letter was a blessing in disguise; it pushed me to apply for a better job. **
**Farsi**: نامه رد درخواست یک خیرِ پنهان بود؛ باعث شد برای شغل بهتری اقدام کنم.
**Emoji**: 📜🚫💼
Deepseek

عربی این ضرب المثل که خیلی هم در فارسی کاربرد داره میشه:
الخیرُ فی ماوَقَع
نعمت در لباس نقمت
Blessing in disguise : something that seems bad at first actually be good in the end
سبب خیر شدن
When l lost the game , l felt out of sort and underdog after a while in the other competition l didn’t repeat my previous mistakes so it was blessings in disguise , in order to l could make my mistakes up .
...
[مشاهده متن کامل]

This means that something that seems bad at first may actually be good in the end.
گاهی بدست نیاوردن، نرسیدن خودش معجزه ای بزرگه که شاید خیلی دیر به چشم بیاد.
گرچه صدای آه بعضی حسرت ها بلند و خسته کننده آدم رو به انتهای ناامیدی می رسونه اما بعدها خواهیم فهمید
...
[مشاهده متن کامل]

باید بپذیریم بعضی بدست نیاوردن ها شانس فوق العاده ایِِ .
گاهی بدست نیاوردن، نرسیدن معجزه ای بزرگه که چشم ها توان دیدنش رو ندارند، باید زمان ها بگذرد تا بفهمیم معمای این گره بازنشده رو. . . .

تو هر کاری حکمتی هست
عدو شود سبب خیر!
الطاف خفیه
توفیقی پنهان در بدبیاری - - خیری پنهان در بد اقبالی
توفیق اجباری برای این اصطلاح مناسب نیست . بیشتر معنی `` سبب خیر شد `` است.
توفیق اجباری
بلِسینگ این دیسگایز
حکمتی توش بوده
حادثه ای که به ظاهر ناخوشایند است اما در واقع به نفع فرد است. عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم
I am confident that the six - hour flight delay was a blessing in disguise as it allowed us to sit down and chat
توفیق اجباری
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)

بپرس