رسوخ کردن، سرایت کردن، نفوذ کردن
فرایند تدریجی تغییر یا گسترش چیزی به چیز دیگر.
فرایند تدریجی تغییر یا گسترش چیزی به چیز دیگر.
سرایت کردن، نفوذ کردن
تبدیل شدن
Chang into
turn into
He / she / it bleeds: /bliːdz/ /bliːdz/
تبدیل شدن
به معنی overlap ( تداخل و همپوشی )
درگیر شدن
درگیر شدن