🔸 معادل فارسی:
• عارضه مثانه
• مشکل مثانه
• بیماری یا اختلال مثانه
🔸 مثال ها:
She has a bladder condition that requires treatment.
او دچار یک عارضه مثانه است که نیاز به درمان دارد.
... [مشاهده متن کامل]
The medication can cause bladder problems.
این دارو می تواند باعث مشکلات مثانه شود.
He was referred to a specialist for his bladder condition.
او به دلیل عارضه مثانه خود به پزشک متخصص ارجاع داده شد.
• عارضه مثانه
• مشکل مثانه
• بیماری یا اختلال مثانه
🔸 مثال ها:
او دچار یک عارضه مثانه است که نیاز به درمان دارد.
... [مشاهده متن کامل]
این دارو می تواند باعث مشکلات مثانه شود.
او به دلیل عارضه مثانه خود به پزشک متخصص ارجاع داده شد.