biz

/ˈbɪz//bɪz/

(امریکا - خودمانی) تجارت، بازرگانی، کاروبار، کاروبار show biz کار نمایش و فیلم

جمله های نمونه

1. show biz
کار نمایش و فیلم

2. We in the news biz often speculate on the potency of your influence.
[ترجمه گوگل]ما در بخش اخبار اغلب در مورد قدرت نفوذ شما حدس می زنیم
[ترجمه ترگمان]ما در خبرها اغلب به قدرت نفوذ خود فکر می کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The music biz would rather manufacture acts than nurture artists.
[ترجمه گوگل]دنیای موسیقی ترجیح می‌دهد به جای پرورش هنرمندان، هنر بسازد
[ترجمه ترگمان]biz موسیقی به جای پرورش هنرمندان کار می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They have a music biz ring through their noses: the last rock band.
[ترجمه گوگل]آنها صدای بیز موسیقی را از بینی خود می گذرانند: آخرین گروه راک
[ترجمه ترگمان]ان ها یک حلقه موسیقی در بینی دارند: آخرین گروه راک اند رول
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Called biz / ed, the new service can be found on the Internet, and reached via your computer and modem.
[ترجمه گوگل]این سرویس جدید که biz / ed نامیده می شود، در اینترنت یافت می شود و از طریق رایانه و مودم شما قابل دسترسی است
[ترجمه ترگمان]این سرویس جدید را می توان در اینترنت یافت و از طریق رایانه و مودم به آن رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She had come closer than anyone in the biz, had looked inside of him and seen stuff worth redeeming.
[ترجمه گوگل]او بیشتر از هر کس دیگری نزدیک شده بود، به درون او نگاه کرده بود و چیزهایی را دیده بود که ارزش بازخرید را دارند
[ترجمه ترگمان]او از هر کسی که در حال کار بود نزدیک تر آمده بود، به درون او نگاه کرده بود و چیزهایی دیده بود که ارزش آن را داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Ms. Francis reports on the music biz for the magazine.
[ترجمه گوگل]خانم فرانسیس در مورد تجارت موسیقی برای مجله گزارش می دهد
[ترجمه ترگمان]خانم فرانسیس در مورد موسیقی biz برای مجله گزارش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Show biz happens to be the biggest, of course.
[ترجمه گوگل]البته، نمایش بیز بزرگترین است
[ترجمه ترگمان]البته به شما نشان می دهم که happens بزرگ ترین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Due to expansion of our biz, our telephone irs will be changed effective immediately to 8425486 - 45
[ترجمه گوگل]با توجه به گسترش بیز، شماره تلفن ما بلافاصله به 8425486 - 45 تغییر می کند
[ترجمه ترگمان]با توجه به گسترش biz، تلفن ما به سرعت به ۸۴۲۵۴۸۶ - ۴۵ تغییر خواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Looks like another trick borrowed from show biz.
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد یک ترفند دیگر از نمایش بیز به عاریت گرفته شده است
[ترجمه ترگمان]به نظر میاد یه حقه دیگه از نشون دادن نشون داده شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. We asked women in the biz for their low-down on film-making.
[ترجمه گوگل]ما از زنان حرفه‌ای خواستیم که نسبت به ساخت فیلم کوتاهی کنند
[ترجمه ترگمان]ما از زنان در the برای پایین بودن خود در ساخت فیلم دعوت کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Higher-end hotels there include Thambapanni Retreat (www. thambapanni. biz), which features four-poster beds, yoga and an ayurvedic spa.
[ترجمه گوگل]هتل‌های سطح بالا عبارتند از تامباپانی ریتریت (www thambapanni biz)، که دارای تخت‌های چهار پوستر، یوگا و اسپای آیورودا است
[ترجمه ترگمان]هتل های لوکس در این هتل عبارتند از Thambapanni Retreat (www thambapanni (biz)، که شامل چهار تخت خواب پوستر، یوگا و یک چشمه آب معدنی ayurvedic است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Guess who's back in show biz!
[ترجمه گوگل]حدس بزنید چه کسی به عرصه نمایش بازگشته است!
[ترجمه ترگمان]حدس بزن کی برگشته تو نمایش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Anybody who can make a living in show biz has to be clever and talented.
[ترجمه گوگل]هر کسی که می تواند در نمایش بیز امرار معاش کند باید باهوش و با استعداد باشد
[ترجمه ترگمان]هر کسی که بتواند در برنامه خود زندگی کند، باید باهوش و با استعداد باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. China War No Helis, biz No helis!
[ترجمه گوگل]جنگ چین بدون هلیس، بیز بدون هلیس!
[ترجمه ترگمان]جنگ چین No Helis، biz No helis!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• commercial company intended to earn profits

پیشنهاد کاربران

A shortened version of the word “business, ” used to refer to the commercial, professional, or industrial activities that individuals or organizations engage in to earn a profit.
کوتاه شده کلمه "کسب و کار/business" برای اشاره به فعالیت های تجاری، حرفه ای یا صنعتی که افراد یا سازمان ها برای کسب سود انجام می دهند.
...
[مشاهده متن کامل]

***************************************************************************************************
مثال؛
“I’m in the biz of selling handmade jewelry. ”
In a conversation about entrepreneurship, someone might say, “Starting a biz requires a lot of hard work and dedication. ”
A businessperson might use the term when discussing their career, saying, “I’ve been in the biz for over 20 years. ”

منابع• https://fluentslang.com/slang-for-industry/
قطعه ی خودمانی
صورت عامیانه ی business هست که از روی تلفظ سه حرف اولش گرفته شده.

بپرس