bite back


جلو دهان خود را گرفتن، از حرف زدن خودداری کردن

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• مقابله به مثل کردن / جواب کوبنده دادن
• پاسخ تند دادن / با شدت جواب دادن
• جلوی کسی را گرفتن و پاسخ دادن
• برخورد کردن و دهان کسی را بستن
🔸 مثال ها:
• Burnham bit back, correcting the President after he called Manchester some town.
...
[مشاهده متن کامل]

برنهام مقابله به مثل کرد و پس از آنکه رئیس جمهور منچستر را یک شهرک خواند، حرف او را تصحیح کرد.
• She bit back at her critics with a fiery statement.
او با بیانیه ای آتشین به منتقدانش پاسخ تندی داد.
• He wanted to bite back but decided to stay silent.
او می خواست جواب تندی بدهد، اما تصمیم گرفت سکوت کند.

فرو خوردن ( حرف یا فریاد )
تلافی کردن
غیبت کردن
به معنای تلافی کردن هم می باشد