bird watching


تماشای پرندگان در زیستگاه طبیعی خودشان (به منظور تفریح)، پرنده بینی (birdwatching هم می نویسند)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: bird-watcher (n.)
• : تعریف: the pastime or hobby of observing and identifying birds in the wild.

به انگلیسی

• observing or studying birds in their natural environment

پیشنهاد کاربران

تماشای پرندگان
دیدن پرندگان

تماشای پرندگان در زیستگاه طبیعی خودشان ( به منظور تفریح ) ، پرنده بینی
bird watching ( گردشگری و جهانگردی )
واژه مصوب: پرنده‏نگری
تعریف: تماشای پرندگان به قصد تفریح یا اهداف علمی
پرنده پایی ( استفاده شده در کتاب حق مادر زاد، نشر نو، چاپ اول ۱۴۰۰، ص. ۱۱۵ )
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما