1️⃣ I’ll bide my time and wait for the right opportunity – صبر می کنم تا فرصت مناسب برسد
2️⃣ She is biding her time before making a decision – قبل از تصمیم گرفتن دارد صبر می کند
3️⃣ They are biding their time until the situation improves – تا بهتر شدن اوضاع صبر می کنند
... [مشاهده متن کامل]
4️⃣ He chose to bide his time rather than react angrily – ترجیح داد به جای واکنش عصبی صبر کند
5️⃣ The company is biding its time before entering the market – شرکت قبل از ورود به بازار صبر می کند
6️⃣ Just bide your time; things will change – فقط صبر کن؛ اوضاع تغییر می کند
7️⃣ The opposition is biding its time for the next election – اپوزیسیون تا انتخابات بعدی صبر می کند
8️⃣ She patiently bided her time and finally got promoted – با حوصله صبر کرد و بالاخره ترفیع گرفت
9️⃣ He has been biding his time, waiting for the perfect moment – مدتی است صبر کرده و منتظر لحظه ایده آل است
🔟 Sometimes it’s smarter to bide your time than to rush – گاهی عاقلانه تر است صبر کنی تا اینکه عجله کنی
2️⃣ She is biding her time before making a decision – قبل از تصمیم گرفتن دارد صبر می کند
3️⃣ They are biding their time until the situation improves – تا بهتر شدن اوضاع صبر می کنند
... [مشاهده متن کامل]
4️⃣ He chose to bide his time rather than react angrily – ترجیح داد به جای واکنش عصبی صبر کند
5️⃣ The company is biding its time before entering the market – شرکت قبل از ورود به بازار صبر می کند
6️⃣ Just bide your time; things will change – فقط صبر کن؛ اوضاع تغییر می کند
7️⃣ The opposition is biding its time for the next election – اپوزیسیون تا انتخابات بعدی صبر می کند
8️⃣ She patiently bided her time and finally got promoted – با حوصله صبر کرد و بالاخره ترفیع گرفت
9️⃣ He has been biding his time, waiting for the perfect moment – مدتی است صبر کرده و منتظر لحظه ایده آل است
🔟 Sometimes it’s smarter to bide your time than to rush – گاهی عاقلانه تر است صبر کنی تا اینکه عجله کنی
یک عبارت اصطلاحی است که به معنای صبورانه انتظار کشیدن یا در حالت آماده باش بودن تا زمانی که فرصت یا لحظه مناسب فرا برسد، استفاده می شود. این اصطلاح بر انتظار عمدی و استراتژیک تأکید دارد که اغلب با هدف یا برنامه ای همراه است.
... [مشاهده متن کامل]
این عبارت اغلب با تفکر استراتژیک و برنامه ریزی بلندمدت مرتبط است. این مفهوم ارزش صبر و زمان بندی را در دستیابی به موفقیت یا غلبه بر چالش ها منتقل می کند.
مترادف: Wait, hold off, stay patient, remain ready.
مثال؛
The young entrepreneur decided to bide her time until the market conditions improved.
The chess player bided her time, patiently waiting for her opponent to make a mistake.
... [مشاهده متن کامل]
این عبارت اغلب با تفکر استراتژیک و برنامه ریزی بلندمدت مرتبط است. این مفهوم ارزش صبر و زمان بندی را در دستیابی به موفقیت یا غلبه بر چالش ها منتقل می کند.
مترادف: Wait, hold off, stay patient, remain ready.
مثال؛
صبر پیشه کردن
منتظر ماندن ( برای مدت طولانی )
در جایی ماندن
زندگی کردن
در جایی ماندن
زندگی کردن