🔸 معادل فارسی:
• فراتر از فهم کسی
• خارج از حیطه دانش فرد
• غیرقابل درک برای کسی
🔸 مثال ها:
( فکری ) Why he would do such a thing is completely beyond my ken.
اینکه چرا چنین کاری کرده کاملاً فراتر از فهم من است.
... [مشاهده متن کامل]
( ادبی ) The mysteries of the universe are beyond our ken.
اسرار جهان هستی فراتر از درک ماست.
( فنی ) All this talk about coding is beyond my ken – I'm a writer, not a programmer.
این همه حرف درباره کدنویسی از من خارج است – من نویسنده ام، برنامه نویس نیستم.
( تاریخی ) In those days, the world was full of wonders beyond human ken.
در آن روزگار، جهان پر از شگفتی هایی فراتر از درک بشر بود.
• فراتر از فهم کسی
• خارج از حیطه دانش فرد
• غیرقابل درک برای کسی
🔸 مثال ها:
( فکری ) Why he would do such a thing is completely beyond my ken.
اینکه چرا چنین کاری کرده کاملاً فراتر از فهم من است.
... [مشاهده متن کامل]
( ادبی ) The mysteries of the universe are beyond our ken.
اسرار جهان هستی فراتر از درک ماست.
( فنی ) All this talk about coding is beyond my ken – I'm a writer, not a programmer.
این همه حرف درباره کدنویسی از من خارج است – من نویسنده ام، برنامه نویس نیستم.
( تاریخی ) In those days, the world was full of wonders beyond human ken.
در آن روزگار، جهان پر از شگفتی هایی فراتر از درک بشر بود.
خارج از شناخت و درک کسی بودن