benthos

/ˈbenθɑːs//ˈbenθɒs/

معنی: ته دریا، دریابن
معانی دیگر: همه ی جانوران و گیاهان ته دریا یا دریاچه (به ویژه اقیانوس)، کف زیان، ته زیان، بن زی
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. Do beautiful benthos, you all shout reach first name?
[ترجمه ترگمان]شما benthos زیبا را انجام بدهید، همه فریاد می زنند، اسم اول را؟
[ترجمه گوگل]بنفس زیبا، همه شما فریاد می رسند به نام اولی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The inspiration comes from the interesting shapes of benthos and weird flowers in the rain forest.
[ترجمه ترگمان]الهام از شکل های جالب of و گل های عجیب در جنگل باران می آید
[ترجمه گوگل]الهام از شکل های جالب بنتوز و گل های عجیب و غریب در جنگل باران می آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In order to get the more accuracy benthos terrain, not only the discrete electronic chart data but also the fathom lines etc data are considered.
[ترجمه ترگمان]به منظور به دست آوردن دقیق تر زمین، نه تنها داده های نمودار الکترونیکی گسسته، بلکه خطوط سیر و غیره نیز در نظر گرفته می شوند
[ترجمه گوگل]به منظور به دست آوردن دقیق تر زمین بتوس، اطلاعات نه تنها نمودار الکترونیکی الکترونیکی گسسته، بلکه اطلاعات خطوط و غیره نیز در نظر گرفته می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The fish feed on benthos, larva of aquatic insect and other fishes.
[ترجمه ترگمان]ماهی از benthos، لارو حشره آبی و ماهی های دیگر تغذیه می کند
[ترجمه گوگل]ماهی در بنتوز، لارو حشرات آبزی و دیگر ماهی ها تغذیه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Along the estuary environmental gradients, the structure of benthos community had some differences.
[ترجمه ترگمان]در کنار شیب های محیطی مصب،، ساختار جامعه benthos تفاوت هایی داشت
[ترجمه گوگل]ساختار انجمن بنتوز در کنار شیوه های محیطی در اثر زلزله، تفاوت هایی را نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. One kind of virtual implement method of benthos terrain and current in the ocean environment, which was used to realize AUV visual simulation, is presented.
[ترجمه ترگمان]یک نوع روش پیاده سازی مجازی از زمین و جریان در محیط اقیانوس، که برای تحقق شبیه سازی دیداری AUV مورد استفاده قرار گرفت، ارائه شده است
[ترجمه گوگل]یک روش پیاده سازی مجازی از زمین و در حال حاضر در محیط اقیانوس، که برای تحقق شبیه سازی بصری AUV استفاده می شود، ارائه شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Unionidae is an important group of freshwater benthos. Due to the convergence phenomenon of freshwater mussels, there is still much controversy in the classification of Chinese Unionidae.
[ترجمه ترگمان]Unionidae یک گروه مهم از آب شیرین است به خاطر پدیده هم گرایی صدف ها، هنوز هم بحث زیادی در طبقه بندی of چینی وجود دارد
[ترجمه گوگل]Unionidae یک گروه مهم از بنتوز آب شیرین است با توجه به پدیده همگرایی ماهیان آب شیرین، هنوز در مورد طبقه بندی اتحادیه های چین چالشی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Large number benthos are discovered on the polymetallic nodules within the China pioneer area (CC) in eastern Pacific.
[ترجمه ترگمان]تعداد زیادی از benthos در گره های polymetallic در ناحیه پیشگام چین (CC)در شرق اقیانوس آرام یافت می شوند
[ترجمه گوگل]بنتوس های بزرگ بر روی گره های پلی متال در منطقه پیشگام چین (CC) در شرق اقیانوس آرام کشف شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They looked like lonely benthos, some were integrated with corals, some had lots of sharp outshoot, others became monsters just like a fish.
[ترجمه ترگمان]آن ها شبیه benthos تنها به نظر می رسیدند، بعضی از آن ها با مرجانی محاصره شده بودند و بعضی از آن ها هم مثل یک ماهی هیولا تبدیل به هیولاها شده بودند
[ترجمه گوگل]آنها مانند بنتوس تنهایی بودند، بعضی از آنها با مرجانها یکپارچه شده بودند، بعضی از آنها بسیار زیاد بود، بعضی دیگر مانند ماهی به هیولاها تبدیل شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Plankton and benthos monitoring was carried out in 200 The results in main gulfs were shown as followed in table
[ترجمه ترگمان]نظارت بر monitoring و benthos در ۲۰۰ نتایج موجود در حفره های اصلی به صورت زیر نشان داده شدند
[ترجمه گوگل]نظارت بر پلانکتون و بنتوز در 200 انجام شد نتایج در خلیج های اصلی نشان داده شده است که در جدول ذکر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The benthos -- the animals living on and in the sediments -- populate this vast ecosystem.
[ترجمه ترگمان]The - - حیواناتی که در رسوبات زندگی می کنند - - در این اکو سیستم وسیع زندگی می کنند
[ترجمه گوگل]بنتوز - حیوانات زندگی می کنند در و در رسوبات - جمعیت این اکوسیستم گسترده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Because of the benthos activities and the interaction between the sea current, tide, wave and the sea-bottom, the accurate estimation of the flux is very difficult.
[ترجمه ترگمان]به دلیل فعالیت های benthos و تعامل بین جریان دریا، موج، موج و دریا - پایین، تخمین صحیح شار بسیار دشوار است
[ترجمه گوگل]با توجه به فعالیت های بنتوز و تعامل بین جوی دریا، جزر و مد، موج و دریای پایین، تخمین دقیق شار بسیار دشوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The molluscs were the first in biomass and density of the benthos.
[ترجمه ترگمان]The اولین بار در زیست توده و چگالی of بودند
[ترجمه گوگل]مولکوس اولین بار در زیست توده و تراکم بتوز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. In this paper environmental impacts of deep ocean mining are briefly reviewed, with emphasis on the effects on oceanic ecosystem. They include effects on benthos, planktons, food chain and so on.
[ترجمه ترگمان]در این مقاله، اثرات زیست محیطی استخراج عمیق اقیانوس به طور خلاصه، با تاکید بر روی اثرات اکو سیستم های اقیانوسی مورد بررسی قرار می گیرند آن ها شامل اثرات روی benthos، planktons، زنجیره غذایی و غیره هستند
[ترجمه گوگل]در این مقاله تأثیرات زیست محیطی معدنکاری عمیق اقیانوس به طور خلاصه مورد بررسی قرار گرفته است، با تاکید بر تأثیرات بر اکوسیستم اقیانوسی آنها شامل اثرات در بنتوز، پلانکتون، زنجیره غذایی و غیره هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ته دریا (اسم)
benthos

دریابن (اسم)
benthos

تخصصی

[زمین شناسی] بنتوز، کف زی موجوداتی که بصورت ثابت یا متحرک در کف دریا و یا در فاصله کمی ازکف دریا زندگی می کنند
[خاک شناسی] موجود کفزی

به انگلیسی

• plants and animals living on the ocean floor

معنی یا پیشنهاد شما