benefit of the doubt

شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
• : تعریف: acceptance of a statement or belief as true in the absence of contrary proof.

- I felt unsure but gave him the benefit of the doubt.
[ترجمه ترگمان] من مطمئن نبودم اما از این تردید به او دست زدم
[ترجمه گوگل] احساس ناامید شدم اما به نفع شک و تردید بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[حقوق] فرض بی گناهی متهم در صورت فقد دلیل کافی بر مقصر بودن وی

پیشنهاد کاربران

اعتماد چشم بسته
ارفاق
بنا را بر صداقت گذاشتن

To give somebody the benefit of doubt
اعتماد کردن و پذیرفتن حرف کسی به عنوان حقیقت علیرغم وجود شک و تردید

We are willing to give people the benefit of doubt and think that most people are normal, decent human beings.
فال نیک گرفتن ، Ali didn't pay me back the money he owed . I got the benefit of doubt that he forgot it علی پولی که بمن بده کار رو پس نداده . . به فال نیک می گیرم حتما فراموش کرده
حقوق:
فرض بیگناهی متهم در صورت فقدان دلیل کافی بر مجرمیت وی
اصل سودمندی شک
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما