bend the knee

انگلیسی به انگلیسی

• bow down, pay homage

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• زانو زدن ( در مقابل کسی ) / تسلیم شدن
• گردن نهادن / اطاعت کردن
• پذیرشِ برتری یا فرمانبرداریِ کامل
🔸 مثال ها:
"The administration's strategy seems to be forcing Iran to either bend the knee or face total destruction. "
...
[مشاهده متن کامل]

به نظر می رسد راهبردِ دولت، ایران را مجبور میکند که یا تسلیمِ کامل شود یا با نابودیِ کامل روبرو گردد.
• "The general refused to bend the knee to the invading forces. "
ژنرال از زانو زدن در برابرِ نیروهایِ متجاوز خودداری کرد.
• "Many accused the prime minister of bending the knee to foreign pressure. "
بسیاری، نخست وزیر را به تسلیم شدن در برابرِ فشارِ خارجی متهم کردند.
• "In the boardroom, he would never bend the knee to the CEO's unreasonable demands. "
در اتاقِ هیئتِ مدیره، او هرگز در برابرِ خواسته هایِ غیرمنطقیِ مدیرعامل زانو نمیزند ( تسلیم نمیشود ) .

زانو بزن
زانو زدن
تایید کردن، تصدیق کردن
زانو زدن، زانو بزند