benchmarking

/ˈbent͡ʃmɑːrkɪŋ//ˈbent͡ʃmɑːkɪŋ/

محک زنی
شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. The Government is planning to launch a benchmarking scheme to guide consumers.
[ترجمه ترگمان]دولت در حال برنامه ریزی برای راه اندازی یک طرح الگوبرداری برای هدایت مصرف کنندگان است
[ترجمه گوگل]دولت قصد دارد یک طرح معیار سنجی برای هدایت مصرف کنندگان بکار گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Benchmarking represented a period of enforced introspection beginning at the strategic level and percolating through the organization as the change process progressed.
[ترجمه ترگمان]الگوبرداری به عنوان یک دوره از اندیشی اجباری انجام شده در سطح استراتژیک و نفوذ در سازمان به عنوان فرآیند تغییر، نشان داده شد
[ترجمه گوگل]معیار ارزیابی، دوره ای از خودآگاهی است که از سطح استراتژیک شروع می شود و از طریق سازمان به عنوان روند تغییرات پیشرفت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. For corporate management, cost and productivity benchmarking identified work organization as the key to regaining their competitive advantage.
[ترجمه ترگمان]برای مدیریت شرکت، تعیین هزینه و بهره وری سازمان کار را به عنوان کلید بدست آوردن مزیت رقابتی خود شناسایی کرد
[ترجمه گوگل]برای مدیریت شرکت ها، ارزیابی هزینه و بهره وری سازماندهی کار را به عنوان کلید برای به دست آوردن مزیت رقابتی خود شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Xerox now applies benchmarking across its entire operation as part of a total quality management process.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر، زیراکس تا به عنوان بخشی از کل فرآیند مدیریت کیفیت، الگوبرداری را در کل عملیات خود اعمال می کند
[ترجمه گوگل]Xerox در حال حاضر معیار سنجش در کل عملیات خود را به عنوان بخشی از یک فرآیند مدیریت کیفیت کلی اعمال می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. And the actual practice of benchmarking is increasing both in depth and extent.
[ترجمه ترگمان]و عمل واقعی الگوبرداری هر دو را در عمق و عمق افزایش می دهد
[ترجمه گوگل]و عمل واقعی معیار سنجش در حال افزایش است عمق و میزان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Benchmarking the Chinese Corporate Law Department Against Law Departments of Foreign Multinationals.
[ترجمه ترگمان]الگوبرداری از دپارتمان حقوق شرکتی چین در برابر سازمان های حقوقی شرکت های چندملیتی خارجی
[ترجمه گوگل]ارزیابی گروه حقوقی شرکت چینی علیه بخش های حقوقی چند ملیتی خارجی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Using this benchmarking tool, case study is conducted on Zhongxing Telecom and Handan Steel Group.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از این ابزار الگوبرداری، مطالعه موردی در گروه فولاد Zhongxing تله کام و Handan انجام شده است
[ترجمه گوگل]با استفاده از این ابزار سنجش، مطالعه موردی در شرکت Zhongxing Telecom و گروه Handan Steel انجام می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The benchmarking was one of the three greatest management methods of 90's in 20 centuries.
[ترجمه ترگمان]الگوبرداری یکی از سه روش برتر مدیریتی دهه ۹۰ در ۲۰ قرن بود
[ترجمه گوگل]معیار سنجش یکی از سه روش بزرگ مدیریت 90 ساله در 20 قرن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. If you do some benchmarking you will also see a nice performance increase.
[ترجمه ترگمان]اگر شما برخی از آن ها را محک بزنید، افزایش عملکرد خوبی خواهید داشت
[ترجمه گوگل]اگر شما بعضی از معیارهای ارزیابی را انجام دهید، افزایش عملکرد خوب نیز خواهید دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. As can be seen, a brilliant benchmarking study might be able to determine the various sorts of matrices for payouts, but it might vitiate the notion of a fulsome inspirational exercise.
[ترجمه ترگمان]همانطور که دیده می شود، یک مطالعه الگوبرداری درخشان ممکن است بتواند انواع مختلفی از ماتریس ها برای پرداخت ها را تعیین کند، اما ممکن است مفهوم یک تمرین الهام بخش و الهام بخش باشد
[ترجمه گوگل]همانطور که مشاهده می شود، یک مطالعه معکوس درخشان ممکن است بتواند انواع مختلفی از ماتریس ها را برای پرداخت ها تعیین کند، اما ممکن است مفهوم یک تمرین الهام بخش کامل باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Through benchmarking, rapid learning can occur, and processes can undergo dramatic improvements.
[ترجمه ترگمان]از طریق الگوبرداری، یادگیری سریع می تواند رخ دهد، و فرآیندها می توانند شاهد بهبودهای چشمگیری باشند
[ترجمه گوگل]از طریق معیار سنجی، یادگیری سریع می تواند رخ دهد، و فرایندها می توانند بهبود قابل ملاحظه ای داشته باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The evaluation systems of EVA, Balance scored card, Benchmarking and stakeholder have advantages and disadvantages in theory and practice.
[ترجمه ترگمان]سیستم های ارزیابی of، کارت امتیازی متوازن، الگوبرداری و سهام داران دارای مزایا و معایبی در تئوری و عمل هستند
[ترجمه گوگل]سیستم های ارزیابی EVA، Balance scored card، Benchmarking و سهامدار دارای مزایا و معایبی در نظریه و عمل دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Keynes had not experienced quarterly benchmarking and never submitted his results to a performance measurement service.
[ترجمه ترگمان]Keynes، الگوبرداری فصلی را تجربه نکرده بود و هیچ وقت نتایج خود را به خدمات ارزیابی عملکرد ارسال نکرده بود
[ترجمه گوگل]کینز با مقایسه معیارهای سه ماهه خود را تجربه نکرده و نتایجش را به خدمات اندازه گیری عملکرد ارائه نداده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. This will allow for benchmarking and specific fine tuning of the process of preprocessing itself.
[ترجمه ترگمان]این امر باعث تعیین الگو برداری و تنظیم دقیق فرآیند پیش پردازش می شود
[ترجمه گوگل]این به منظور سنجش و تنظیم دقیق فرایند پیش پردازش اجازه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. DB2 proves here that good coding style and benchmarking don't have to be at odds with each other.
[ترجمه ترگمان]DB۲ ثابت می کنه که روش برنامه نویسی خوب و benchmarking نباید با هم متفاوت باشه
[ترجمه گوگل]DB2 در اینجا اثبات می کند که سبک برنامه نویسی خوب و معیار ارزیابی مجبور نیستند با یکدیگر متفاوت باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] محک زنی
[صنعت] ارزیابی مقایسه ای، الگو گیری - عبارتست از فرآیند شناسایی و درک فعالیت های برجسته در (بخش هایی از) سازمان خود و یا دیگر سازمانها و انطباق و اعمال آنها در (بخش های دیگر) سازمان.

به انگلیسی

• standard according to which something can be measured or judged (such as product or business practices of a competitor)

پیشنهاد کاربران

ابزارسنجی

توان سنجی

کارایی سنجی ، کارکردسنجی
الگوبرداری
محک زنی
بهین گزینی
Benchmarking معیار یابی
معیار سنجی
بهینه کاوی
الگوبرداری
محک زنی
مطالعه تطبیقی کردن، بهینه کاوی
بهینه گزینی
الگوبرداری، معیارسنجی، بهینه گزینی
مطالعه ی تطبیقی
استفاده از مقایسه های بیرونی برای ارزیابی بهتر عملکرد شرکت
الگوسازی
benchmarking ( رایانه و فنّاوری اطلاعات )
واژه مصوب: محک‏زنی
تعریف: آزمون توان پردازش سامانۀ رایانه‏ای، شامل سخت‏افزار و نرم‏افزار، با برنامه‏های استاندارد سنجش دقت و سرعت و کارایی و قابلیت اطمینان و هزینه
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما