believably

جمله های نمونه

1. Believably through more experiments in more region heating stations this method will have a widely prospect.
[ترجمه ترگمان]این روش با استفاده از آزمایش ها بیشتر در ایستگاه های گرمایش منطقه ای، چشم انداز وسیعی خواهد داشت
[ترجمه گوگل]این احتمالا از طریق آزمایش های بیشتر در ایستگاه های گرمایش منطقه بیشتر به نظر می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He acted believably sincere.
[ترجمه ترگمان]او باور believably داشت
[ترجمه گوگل]او صادقانه صادقانه عمل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Pretty and earthy, she can be aggressive or retreat believably, and has some nice scenes with her extended family.
[ترجمه ترگمان]زیبا و زمینی، می تواند مهاجم باشد یا عقب نشینی کند، و صحنه های خوبی با خانواده توسعه یافته خود دارد
[ترجمه گوگل]زیبا و خشن، او می تواند مهاجم و یا عقب نشینی قابل اعتماد، و دارای برخی از صحنه های خوب با خانواده بزرگ خود را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. However, on Concert, for example, the piano was easily heard to be playing in a believably lush church acoustic.
[ترجمه ترگمان]به هر حال، برای مثال، برای مثال، نواختن پیانو به راحتی شنیده می شد که در یک کلیسای جامع با شکوه در حال نواختن بود
[ترجمه گوگل]با این حال، در کنسرت، به عنوان مثال، پیانو به راحتی شنیده می شود که در یک آکسیون کلاسیک قابل اعتماد سرسختی بازی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Cool-gray markers also seem to represent exterior windows more believably.
[ترجمه ترگمان]همچنین به نظر می رسد که نشانه های خاکستری - خاکستری نیز نشان دهنده پنجره های خارجی بیشتر است
[ترجمه گوگل]نشانگرهای خنک خاکستری نیز به نظر میرسد پنجرههای بیرونی را باورنکردنیتر نشان میدهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. So we are continuously testing their behaviour, making them smart enough to defeat the unaware player but also believably "human", making mistakes sometimes and such.
[ترجمه ترگمان]بنابراین ما به طور مداوم رفتار آن ها را آزمایش می کنیم و آن ها را به اندازه کافی هوشمند می کنیم تا بازیکن آگاه را شکست دهیم، اما گاهی اوقات اشتباه می کند و گاهی اوقات اشتباه می کند
[ترجمه گوگل]بنابراین ما به طور مداوم رفتار خود را آزمایش می کنیم، و آنها را به اندازه کافی هوشمند برای شکست دادن بازیکن ناشناس، اما همچنین قابل باور 'انسان'، گاهی اوقات اشتباهات و غیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. This plot twist was revealed by Gene and Big Boss' response was believably frantic.
[ترجمه ترگمان]این تغییر نقشه توسط ژن and و رئیس بیگ باس به شدت عصبانی شد
[ترجمه گوگل]این انحراف از طرح توسط Gene و Big Boss نشان داده شد که پاسخ قابل احترام بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• in believable way

پیشنهاد کاربران

قابل قبول پیشنهاد من است . به نظر من، کلمه ی باورنکردنی کاملأ اشتباه است و به عکس، باورکردنی و قابل قبول گزینه های مناسب هستند
باورکردنی، به شکل قابل قبول
باورپذیر
بطرز باورپذیری
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما