behave oneself

شبکه مترجمین ایران

به انگلیسی

• act appropriately, be well-behaved, mind one's manners

پیشنهاد کاربران

درست رفتار کردن، مودبانه رفتار کردن
درست رفتار کردن ، با احترام رفتار کردن
مراقب رفتار بودن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما