🔸 معادل فارسی:
• بیدار بودن ( از خواب )
• اتفاق افتادن ( چه خبر؟ )
• سر و کار داشتن ( مشغول بودن )
🔸 مثال ها:
( بیداری ) I've been up since dawn working on this project.
از سپیده دم بیدار بودم و روی این پروژه کار می کردم.
... [مشاهده متن کامل]
( احوال پرسی ) A: "What have you been up to lately?" B: "Not much, just working. "
الف: "اخیراً چه کار می کردی؟" ب: "کار خاصی نه، فقط کار می کردم. "
( اتفاق ) Something strange has been up in that house since the new neighbors moved in.
از وقتی همسایه های جدید آمده اند، چیز عجیبی در آن خانه در جریان بوده.
( افزایش ) Gas prices have been up for months.
قیمت بنزین ماه هاست بالا بوده.
• بیدار بودن ( از خواب )
• اتفاق افتادن ( چه خبر؟ )
• سر و کار داشتن ( مشغول بودن )
🔸 مثال ها:
( بیداری ) I've been up since dawn working on this project.
از سپیده دم بیدار بودم و روی این پروژه کار می کردم.
... [مشاهده متن کامل]
( احوال پرسی ) A: "What have you been up to lately?" B: "Not much, just working. "
الف: "اخیراً چه کار می کردی؟" ب: "کار خاصی نه، فقط کار می کردم. "
( اتفاق ) Something strange has been up in that house since the new neighbors moved in.
از وقتی همسایه های جدید آمده اند، چیز عجیبی در آن خانه در جریان بوده.
( افزایش ) Gas prices have been up for months.
قیمت بنزین ماه هاست بالا بوده.