bedding

/ˈbedɪŋ//ˈbedɪŋ/

معنی: تختخواب و ملافه ان، لوازم تختواب، لایه زیرین، بنیاد و اساس هر کاری
معانی دیگر: (گیاه شناسی) گل یا گیاه مناسب باغچه، 1- بسترش، چینه بندی، لایه بندی، چین مان 2- لوازم تختخواب (مانند ملافه و پتو و غیره)، رختخواب، تشک و لحاف و ملافه و غیره، کاه و غیره که چارپایان روی آن استراحت کنند، زیر کاری، زیر ساز، لایه ی زیرین، پایه، شالوده، (زمین شناسی) لایه، بسترش، رشد کننده درهوای ازاد
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: blankets, sheets, pillows, and other bedcoverings.

(2) تعریف: material such as straw or sawdust that is used as a bed for animals.
مشابه: litter

(3) تعریف: something that forms a bottom layer.

جمله های نمونه

1. bedding
1- بسترش،چینه بندی،لایه بندی،چین مان 2- لوازم تختخواب (مانند ملافه و پتو و غیره)،رختخواب

2. i spread the bedding
رختخواب را پهن کردم.

3. The farmers are bedding up for planting seedlings.
[ترجمه ترگمان]کشاورزان برای کاشت نهال بس تر می شوند
[ترجمه گوگل]کشاورزان برای کاشت نهال بستری هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This is the right weather for bedding out these roses.
[ترجمه ترگمان]این آب و هوای مناسب برای رخت خواب این گل ها است
[ترجمه گوگل]این هوا مناسب برای بستن این گلهای رز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They are bedding out the tomatoes.
[ترجمه ترگمان]آن ها bedding را از بین می برند
[ترجمه گوگل]آنها از گوجه فرنگی تختخواب هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I put some fresh bedding on the bed.
[ترجمه ترگمان] من یه رختخواب تازه روی تخت گذاشتم
[ترجمه گوگل]من یک تختخواب تازه روی تخت گذاشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A textile mill developed natural fibres for special bedding to promote Kim's longevity.
[ترجمه ترگمان]یک کارخانه نساجی الیاف طبیعی برای بس تر ویژه ای برای ارتقا طول عمر کیم ایجاد کرده است
[ترجمه گوگل]یک کارخانه نساجی برای ساختن لبه های مخصوص برای افزایش طول عمر کیم، از الیاف طبیعی ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The dragonfly is splendidly preserved on the flat bedding plane of a limestone.
[ترجمه ترگمان]سنجاقک در صفحه تخت خوابی از سنگ آهک به خوبی حفظ شده است
[ترجمه گوگل]سنجاقک به شکلی عالی بر روی سطح تخت تختخواب سنگ آهک حفظ شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Plant out bedding plants, hanging baskets and window boxes now.
[ترجمه ترگمان]گیاهان را با سبدهای آویخته، سبدهای آویزان و جعبه پنجره ها را حاضر کنید
[ترجمه گوگل]در حال حاضر گیاهان ملافه، سبد حلقوی و جعبه پنجره را پرورش دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Sometimes they made weapons for themselves by bedding razor-blades in potatoes.
[ترجمه ترگمان]بعضی وقت ها برای خودشان، با استفاده از تیغ تخت خواب، برای خود سلاح درست می کردند
[ترجمه گوگل]گاهی اوقات آنها سلاح های خود را با تخت خوابیدن در سیب زمینی برای خود ساختند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I also kept their clothes and bedding clean, combed and braided their hair, served them their meals.
[ترجمه ترگمان]همچنین لباس ها و لباس هایش را تمیز نگاه داشتم، موهای آن ها را شانه زده و به آن ها غذا می دادم
[ترجمه گوگل]من نیز لباس و رختخواب خود را تمیز، شانه و موهای خود را بافته، آنها وعده های غذایی خود را به من بدهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Bed blaze: A quantity of bedding was destroyed when a bed caught fire in a house in Mulgrave Road, Norton.
[ترجمه ترگمان]آتش سوزی تخت خواب: یک مقدار تخت خواب وقتی که یک تخت خواب در خانه ای در خیابان Mulgrave، نورتون به آتش کشیده شد، تخریب شد
[ترجمه گوگل]سوزش تختخواب تعداد کمتری از ملافه ها هنگامی که یک تخت در یک خانه در رودخانه Mulgrave، نورتون، آتش گرفت، نابود شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Changing the straw bedding for wood shavings will help, also dampened hay and hard feed.
[ترجمه ترگمان]تغییر بس تر کاه برای تراشه های چوب کمک خواهد کرد و همچنین علوفه خشک و علوفه سخت را نیز از بین خواهد برد
[ترجمه گوگل]تغییر پوسته ی یخ برای تراشه های چوب کمک می کند، همچنین یونجه و خوراک سخت را کاهش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Watching a badger move bedding can be very amusing.
[ترجمه ترگمان]تماشای یک تخت خواب به یک گورکن می تواند بسیار سرگرم کننده باشد
[ترجمه گوگل]تماشای یک تختخواب گورکن می تواند بسیار سرگرم کننده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تختخواب و ملافه ان (اسم)
bedding

لوازم تختواب (اسم)
bedding

لایه زیرین (اسم)
bedding, underlay

بنیاد و اساس هر کاری (اسم)
bedding

تخصصی

[عمران و معماری] کف سازی - بستر سازی - لایه بندی - ثابت بندی - محکم سازی - ثابت سازی بستر - محکم سازی بستر
[زمین شناسی] لایه بندی قرار گرفتن موازی و روی هم لایه های رسوبی را گویند
[معدن] لایهبندی (زمین شناسی ساختمانی) - بستر کاذب (جدایش)
[] لایه
[خاک شناسی] بسترسازی
[آب و خاک] لایه بندی، پشته بندی

به انگلیسی

• act of providing a bed for someone; act of having sex with someone; act of embedding
bedding is sheets, blankets, and other covers used on beds.

پیشنهاد کاربران

بستر سازی

تخت خواب وهرچی که به اون مربوط میشه
رخت خواب
bedding ( زمین‏شناسی )
واژه مصوب: لایه‏بندی 1
تعریف: چگونگی استقرار سنگ های رسوبی در لایه‏هایی با ضخامت و ویژگی متفاوت
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما