🔹 معادل فارسی
• خوراک رسانه ای شدن
• سوژه شدن
• دستاویز شدن
• بهانه شدن برای بحث/انتقاد
- - -
## 🔹 مترادف ها
material for gossip – subject of ridicule – fuel for speculation – talking point – ammunition for critics
... [مشاهده متن کامل]
- - -
## 🔹 مثال ها
• The scandal became fodder for late - night comedians.
رسوایی خوراک کمدین های شبانه شد.
• His comments became fodder for critics.
اظهاراتش دستاویزی برای منتقدان شد.
• The press conference became fodder for online speculation.
کنفرانس خبری خوراکی برای گمانه زنی های آنلاین شد.
• خوراک رسانه ای شدن
• سوژه شدن
• دستاویز شدن
• بهانه شدن برای بحث/انتقاد
- - -
## 🔹 مترادف ها
... [مشاهده متن کامل]
- - -
## 🔹 مثال ها
رسوایی خوراک کمدین های شبانه شد.
اظهاراتش دستاویزی برای منتقدان شد.
کنفرانس خبری خوراکی برای گمانه زنی های آنلاین شد.