🔸 معادل فارسی:
• جلو زدن کسی، زودتر عمل کردن
پیشی گرفتن، از دست کسی درآوردن
• اول رسیدن به کار یا فرصت
• سبقت گرفتن
🔸 مثال ها:
� "I was going to suggest that idea, but you beat me to it. "
... [مشاهده متن کامل]
می خواستم اون ایده رو پیشنهاد بدم، ولی تو جلو زدی از من.
� "She beat everyone to it and booked the tickets first. "
از همه زودتر عمل کرد و بلیت ها رو رزرو کرد.
� "I wanted to tell her the news, but my sister beat me to it. "
می خواستم خبر رو بهش بگم، ولی خواهرم پیشی گرفت.
� "He tried to buy the house, but another buyer beat him to it. "
اون می خواست خونه رو بخره، ولی خریدار دیگه از دستش درآورد.
• جلو زدن کسی، زودتر عمل کردن
پیشی گرفتن، از دست کسی درآوردن
• اول رسیدن به کار یا فرصت
• سبقت گرفتن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
می خواستم اون ایده رو پیشنهاد بدم، ولی تو جلو زدی از من.
از همه زودتر عمل کرد و بلیت ها رو رزرو کرد.
می خواستم خبر رو بهش بگم، ولی خواهرم پیشی گرفت.
اون می خواست خونه رو بخره، ولی خریدار دیگه از دستش درآورد.
جلو زدن
پیشدستی کردن
پیشی گرفتن
سبقت گرفتن
جلو افتادن
Coincidentally, today she asked me for the heater and wants to come and get it ASAP and
. beat him to it
پیشدستی کردن
پیشی گرفتن
سبقت گرفتن
جلو افتادن
از کسی پیشی گرفتن