🔸 معادل فارسی:
با زور تسلیم کردن
از پا درآوردن
به زانو درآوردن
با فشار وادار به تسلیم کردن
🔸 مثال ها از متن و غیر متن:
"That country sees Iran as an existential threat that must be beaten into submission. "
... [مشاهده متن کامل]
اون کشور ایران رو یه تهدید وجودی می بینه که باید با زور به تسلیم واداشته بشه.
"The regime tried to beat the protesters into submission with brutal crackdowns. "
رژیم سعی کرد با سرکوب وحشیانه معترضان رو به زانو دربیاره.
"No amount of sanctions could beat that nation into submission. "
هیچ میزانی از تحریم ها نتونست اون کشور رو تسلیم کنه.
"History shows that bombing civilians rarely beats a population into submission. "
تاریخ نشون می ده که بمباران غیرنظامیان به ندرت مردم رو به تسلیم وادار می کنه.
🔸 نکته:
"Beat into submission" یه عبارت تصویری و قوی ست که از ضربه زدن تا تسلیم شدن برگرفته شده. در متون سیاسی و نظامی یعنی از طریق فشار، زور، بمباران یا تحریم طرف مقابل رو آنقدر ضعیف کنی که چاره ای جز تسلیم نداشته باشه.
با زور تسلیم کردن
از پا درآوردن
به زانو درآوردن
با فشار وادار به تسلیم کردن
🔸 مثال ها از متن و غیر متن:
... [مشاهده متن کامل]
اون کشور ایران رو یه تهدید وجودی می بینه که باید با زور به تسلیم واداشته بشه.
رژیم سعی کرد با سرکوب وحشیانه معترضان رو به زانو دربیاره.
هیچ میزانی از تحریم ها نتونست اون کشور رو تسلیم کنه.
تاریخ نشون می ده که بمباران غیرنظامیان به ندرت مردم رو به تسلیم وادار می کنه.
🔸 نکته:
"Beat into submission" یه عبارت تصویری و قوی ست که از ضربه زدن تا تسلیم شدن برگرفته شده. در متون سیاسی و نظامی یعنی از طریق فشار، زور، بمباران یا تحریم طرف مقابل رو آنقدر ضعیف کنی که چاره ای جز تسلیم نداشته باشه.