be poised to

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• در آستانه … بودن، آماده … بودن
• در شرف … قرار داشتن ( با احتمال وقوع بالا و قریب الوقوع )
• شرایط را برای انجام کاری داشتن، موقعیت مناسبی برای … داشتن
🔸 مثال ها ( با ترجمهٔ روان ) :
...
[مشاهده متن کامل]

"After months of negotiations, the two countries are poised to sign a historic peace treaty next week. "
پس از ماه ها مذاکره، دو کشور در آستانه امضای یک پیمان صلح تاریخی در هفته آینده هستند.
"With the launch of its new product, the startup is poised to disrupt the entire industry. "
با عرضه محصول جدید خود، این استارتاپ آماده می شود تا کل صنعت را متحول کند.
"The Federal Reserve is poised to raise interest rates for the third time this year. "
فدرال رزرو/ بانک مرکزی امریکا در شرف افزایش نرخ بهره برای سومین بار در سال جاری است.