🔸 معادل فارسی:
• حقِّ چیزی را داشتن / شایسته ی چیزی بودن
• بر عهده داشتن ( از سویِ دیگران ) / مستحق بودن
• طلبکار بودن ( در معنایِ اخلاقی یا قانونی )
🔸 مثال ها:
• "The question is not just what the state owes its citizens, but also what it owes to non - citizens living within its borders. "
... [مشاهده متن کامل]
سوال فقط این نیست که دولت به شهروندانش چه چیزی بدهکار است، بلکه به غیرشهروندانی که در مرزهایش زندگی می کنند نیز چه چیزی بدهکار است.
• "Human rights advocates argue that all people, regardless of their status, are owed basic dignity and protection. "
مدافعانِ حقوقِ بشر استدلال می کنند که همه ی افراد، صرف نظر از وضعیتِ خود، مستحقِ کرامتِ اساسی و حمایت هستند.
• "The workers feel they are owed back pay for the overtime they worked. "
کارگران احساس می کنند که حقِّ اضافه کاریِ خود را دارند و باید به آنها پرداخت شود.
• حقِّ چیزی را داشتن / شایسته ی چیزی بودن
• بر عهده داشتن ( از سویِ دیگران ) / مستحق بودن
• طلبکار بودن ( در معنایِ اخلاقی یا قانونی )
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
سوال فقط این نیست که دولت به شهروندانش چه چیزی بدهکار است، بلکه به غیرشهروندانی که در مرزهایش زندگی می کنند نیز چه چیزی بدهکار است.
مدافعانِ حقوقِ بشر استدلال می کنند که همه ی افراد، صرف نظر از وضعیتِ خود، مستحقِ کرامتِ اساسی و حمایت هستند.
کارگران احساس می کنند که حقِّ اضافه کاریِ خود را دارند و باید به آنها پرداخت شود.